میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
تعداد بازدید از این مطلب:
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گــــرد در و بــام دوســت پـــــرواز کنند
هر جا که دری بود به شب بر بندند
الّا در دوست را که شب باز کنند

شب - ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... چند وقتست که سر بسوی آسمان نکردی و باغ سماوات را بتفرج دیده بصیرت بتماشا ننشستی ؟! ... چرا چنین توفیقی از تو سلب شده است ؟! ... چرا همانند چارپایان پوزه در خاک همی سائی و نای آن نداری که از جاذبه زمین بکنی و سودای سربالا پیدا کنی ؟! ... چه کرده ای با خود ؟!!

 « شب را با روز، مباحثه افتاد! روز سر کشید و گفت:
من از تو برترم! بهر زیارت احبابم، و عمارت اسبابم، نفقه ی زن و فرزندم، صدقه ی خویش و پیوندم، هنگام زراعتم، بازار بضاعتم، سفره ی من نور است، و ظلمت از من دور، خوان من، آسیاب است، قرص گرم من، آفتاب.
ای شب! تو رعیّتی، و من پادشاهم، تو ستاره ای، و من ماهم. ای شب! بلال حبشی کجا و سفیدرویان رومی کجا؟!

شب گفت: ای روز! بیش از این، دعوی کسی منما، تو را حریفان روز پرستیز، مرا سرمستان مکیده ی الستند، تو را غافلان دیر خبرند و مرا عاشقان اشک ریز؛ مشتری، تکمه ی کلاه من است، و مرّیخ، دربان من، ستاره ی زهره، با من است، و فلک، ایوان من.
ای روز! اگر تو را اشعه ی آفتاب، لباس شوشتری است، مرا نیز در بناگوش، دُرّ شاهوار مشتری است.
ای روز! اگر تو را به تفاخر بزرگواری میل است، مرا شهرت خطاب مستطاب «قم اللیل» است.
اصل جمله ی سعادت ها و رواج جمله ی عبادت ها در شب خیزی و اشک ریزی است.
شب خیزی کار مردان است، و اشک ریزی، شعار سالکان و خردمندان.»

روز گفت: ای شب! مرا صورتی چون ماه است، و تو را دلی سیاه. شب گفت: ای روز! اگر من سیاهم، باکی نیست؛ جامه ی کعبه سیاه است؛ حجرالاسود سیاه است؛ مداد العلماء افضل من دماء شهداء – که زینت ادباست – سیاه است؛ اطلس که زینت خطباست، سیاه است؛ سنگ محک که عزّت صرّافان است سیاه است؛ نرگس چشم که غارتگر سرمستان است، سیاه است؛ هلیله که دوای دردمندان است، سیاه است؛ زلف و ابرو که دل می رباید، سیاه است؛
ای روز! به خود آی، و بیش از این خود مستای. وای بر کسی که روز، سرمست سرور است، و سحر در خواب غرور! نمی داند که فردا از اصحاب قبور است، و عمر را به غفلت می گذراند! *

... کوچکتر که بودم سر بهوایی ام بیشتر بود ؛ در حیاط منزل بالای نپار ( نفار**) بچیدن ستاره های باغ سموات مشغول میشدم !

برای ستاره ها شناسنامه ای شفاهی ساخته بودم ؛ نام پرنورترینش را محمود گذاشته و هماره در هر شب خط سیرش را می پاییدم ... شب غم و تنهایی دوران کودکی ام شبی بود که ابرهای شوربختی در آسمان جولان میدادند و ستاره ام را گم میکردم و ... آنقدر مشتاق چشمکش میشدم که با حرکت موج وار دستهای کوچولو سعی میکردم تا این ابرهای فراق را کنار بزنم بلکه تا روی ماه ستاره محمود را می دیدم ! ...

گاه با برادرم بر سر مالکیت ستاره های منیر , دعوی جدی ام در میگرفت ...
استدلال در پی استدلال که ؛ ...
من بزرگترم ! ... اول من آنرا دیدم و هر که اول دید ... که امان از اول ها ... ؛ که ؛
عشق اول کی ز دل بیرون شود ؟!! ...


ادامه مطلب .....


نوع مطلب : آثار محمود زارع ، خاطرات، 
برچسب ها : پرویز، محمود، شب، نیایش، سکوت، خواجه عبدالله انصاری،
لینک های مرتبط : خاطرات شخصی (72)،

سوربن ( میاندرود) :در ساعت حدود 20 دقیقه به ساعت 21 امشب 21 / دی ماه / 1390 زلزله ای بسیار شدید ( شدتش را ما آپارتمان نشین ها در شهر در طبقه چهارم بیشتر از هر زمانی دیگر حتی از لرزش زلزله چندین سال پیش رودبار و منجیل هم بیشتر احساس شد ) لرزش این زلزله در تکان دادن سازه ها و ساختمانهای ساری بحدی بود که بسیاری از وسائل مانند تلویزیون در حال واژگون شدن بود که تاکنون مشابه آن را ندیده بودیم.
رسانه ها و مدیران مازندران بعد از یکی دو ساعت اعلام کردند - فردی بنام خنجری مسئول ستاد حوادث غیرمترقبه استان - که شدت زلزله کمی بیشتر از 4 ریشتر و مرکز ژئوفیزیک کشور آنرا بالای 5 یعنی حدود 15 / 5 درجه ( ریشتر ) بهرحال گفته شد مرکز این زلزله در شهرستان بابل ( روستای درزیکلاء ) بوده است . بر و بچه های منزل و همسایه ها همگی بیرون از آپارتمان فرار کرده و بعد از دقائقی یکی یکی بازگشتند.
من البته بیرون نرفتم و تنها بچه ها را به پایین ساختمان هدایت نموده و سفارش کردم که در شرائط اضطرار اگر فرصت فرار پیدا نشد بهترین برای استقرار فاصله بین چارچوب درب ورودی یا خروجی منزل میباشد. زوایه ها در بسیاری از زلزله ها و لرزش ها جانپناه حیاتی بوده اند . کناره ها که حالت مثلثی دارند جای مناسبی برای پناه گیری است. خلاصه نماز آیات بر همه ما واجب شد که خداوند انشالله برای همه بخیر بگذراند !
بعد از لحظاتی من با سوربن ( مادر و برادرم ) تماس گرفتم و مساله را جویا شدم که آنها نیز فرمودند که شدت زلزله و لرزش بسیار زیاد بوده است بنحوی که مردم تقریبا وحشت کرده بودند.
گرچه مدیر مسئول مربوطه آقای خنجری بمردم گفتند که نگران نباشند اما توصیه نموده اند که شب را حساب شده و هشیارانه بخوابند . یعنی امکان اینکه لرزشی در ادامه ایجاد شود وجود دارد زیرا براساس شناختی که از فعل و انفعالات رگه های تحت الارضی تا حدودی حاصل است این امکان ( تکان و لرزش در اثر جابجایی مجدد یا ادامه جابجایی ) وجود داشته و دارد.
اما بسیار نگران کننده این مساله هست که امکانات مدیریتی ( جدای از امکانات فنی ) در استان آنچنان ضعیف است تصور نمیکنم که حتی بتوانند کمترین آرامشی را برای مردم ایجاد نمایند بلکه خدای ناکرده اگر اتقاقی بیفتد مطمئنا خود تلاش نه چندان با برنامه آنان مزید بر مشکل مردم خواهد شد ! یا ارحم الراحمین
درخاتمه این بحث در ادامه بی مناسبت نیست که دو مطلب علمی از زلزله را برای علاقمندان در این صفحه تحت عنوان 1- مقیاسهای سنجش زلزله 2 -  از زلزله ( و خاک ) چه میدانید را قرار دهیم....


ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار سوربن، مناسبتها، اخبار میاندرود، 
برچسب ها : زلزله، بابل، درزیکلا، دی ماه 90، شب، چهارشنبه،
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات