میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : محمود زارع
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمود زارع
لینک اصل مقاله
...
از زمانی که تقریبا مصادف بود با اواخر دوره ابتدایی از جمله اشتغالات ذهنی ام مانند اکثر نوجوانان این بود که بالاخره کی هستیم و از کجا آمده ایم و از بهر چه و به کجا میرویم و بخصوص موضوع فوق العاده چسبنده بهشت و جهنم ! که دست بدامان قصص شیرین مادر مذهبی می شدیم و باقی ماجرا.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
منتها من این اشتغالات را همینجوری وا نگذاشته بودم و از هر اتفاقی که زیاد در پیرامون و با مرور زمان میگذشت در تکاپوی ذهنی بخشی از این پرسشها را مجددا در ذهن طرح و بدنبال پاسخی قانع کننده می گشتم و بعدها بهمین سبب بود که بی اندازه بمطالعه و کتاب و قلم و دفتر علاقمند شدم که باصطلاح بصورت افراطی حتی زندگی روزمره را هم وانهاده و مورد طعن و حتی گاهی خشم اطرافیان از این علاقه مفرطی که البته مانع زندگی معمول و کسب و کار میشد ؛ واقع می شدم. عمویم میگفت همه دارند مال جمع میکنند و فلانی کتاب! و از این قبیل متلکهای البته لطیف تا طعن های بعضا سخیف آشنایان که ... بگذریم!

از میان همه مسائل مطروحه ... ؛ مسئله دین و دینداری برایم بی اندازه مهم و تعیین کننده بود. بعنوان مساله ؛ سوال ؛ پروژه یا هر چی
که میتوان نامید این موضوع را واقعا طرح و بدنبال درک درستی از ماهیت و حقیقت دین و دینداری بودم و تاکنون هم بر این سبیل البته بلطف خدای متعال هستم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : آثار محمود زارع ، 
برچسب ها : لب دوختگی، زندگی،
لینک های مرتبط : آیا واقعا متدین هستی ؟!،

سه شنبه 8 فروردین 1391 :: نویسنده : محمود زارع
سوربن(میاندرود):شاید چون خودم روستائی هستم چنین میگویم كه ...
زندگی در روستا , درست مثل منزل پدری ام , حیاطهای وسیع , دیوارهای كاهگلی - البته دیگه نیست - درختهای كهن انگور , انجیر , زردیهای زرین پرتغال های آویزان لابلای درختهای سبز, پشتی های تركمنی خوش تركیب با محیط , اخلاقهای كم آلایش و لباسهای گل دار و پاك مادرم و چهچهه پرندگان و بع بع گاو و گوسفند و بره و...
.... سپیدی افق و سردی آب كنار حوض و بخارهای متصاعد شده از وضوی صبحگاهی و صلوه و سلام و... خدایا چه لذتی دارد!!! ای روستا .
چه كسی گفته كه ده مرو ده مرد را احمق كند و...
آقای مولوی خودش هم دهاتی بوده و منظورش این بوده كه این حماقت برای كسانیست كه میخواهند در روستا ؛ شهری زندگی كنند. در غیر اینصورت بسیار بیخود گفته ...آری . در روستا باید عشق كرد . خدایا ترا شكر!
ساعت ۶ صبح پنجشنبه ۷۹/۱۰/۸ روستای سوربن ساری - محمود زارع





نوع مطلب : مطالب عمومی، 
برچسب ها : روستا، زندگی، ساده، سبز، درخت، صافی، صداقت،
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic