میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
چهارشنبه 23 فروردین 1391 :: نویسنده : محمود زارع
سوربن(میاندرود):در دوران کودکی مرحوم پدر دو اصله درخت سیب سرخ در زمستانی بخانه آورد. گویا این درخت را از منزل مرحوم حاج حسن قاسمیان تهیه کرده بود که خدایش بیامرزد ( ما این خانواده ر یعنی مرحوم حاج حسن قاسمیان و حاجیه خانم گل ابرو را پدر و مادر دوم خویش میدانستیم و میدانیم ) و اصله بزرگتر را من و کوچکتر را برادر دومی بنام خودش نمود و هر کدام خود را موظف دیدیم که بدرخت خودمان برسیم . سال اول تنها دو تا سه دانه سیب فقط درخت من بار داد و روزها من میرفتم با دستمال و آب سیب را می شستم تا آنکه یکی از همسایه ها گویا یکی را از روی درخت کند و من آنروز صبح خیلی ناراحت شده بودم . اما بقیه را هم یادم هست که نگذاشتیم بالاخره تا آخر برسد . آنقدر دستمالی کرده بودیم که دیگر داشت ولاسیده میشد. اما این درخت گرچه کرمهای درخت هم بیشتر مواقع بهش حمله میکردند اما سالیان سال مانده بود و حتی بعضی از سالها تا چند کیلو هم بار میداد . یادش بخیر این عکس را در یکی از وبلاگهای منطقه احتمالا از وبلاگ روستای ( دارکلاء) دارابکلاء ( دقیقا یادم نیست ) دیدم و بیاد خاطره دوران کودکی افتادم و هم بجهت زیبایی آن و هم ثبت این خاطره آنرا در اینجا نوشتم ولی نمیدانم آیا این سالها هم هنوز مردم سیب سرخ دارند یا خیر ؟! ( محمود زارع . 23 فروردین 91 )





نوع مطلب : روئیدنی های منطقه، 
برچسب ها : سیب، سیب سرخ، سوربن، درخت، باغ، اصله، باغداری، داربکلا، دارکلا، عکس، میوه، محمود زارع، احمد زارع،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 8 فروردین 1391 :: نویسنده : محمود زارع
سوربن(میاندرود):شاید چون خودم روستائی هستم چنین میگویم كه ...
زندگی در روستا , درست مثل منزل پدری ام , حیاطهای وسیع , دیوارهای كاهگلی - البته دیگه نیست - درختهای كهن انگور , انجیر , زردیهای زرین پرتغال های آویزان لابلای درختهای سبز, پشتی های تركمنی خوش تركیب با محیط , اخلاقهای كم آلایش و لباسهای گل دار و پاك مادرم و چهچهه پرندگان و بع بع گاو و گوسفند و بره و...
.... سپیدی افق و سردی آب كنار حوض و بخارهای متصاعد شده از وضوی صبحگاهی و صلوه و سلام و... خدایا چه لذتی دارد!!! ای روستا .
چه كسی گفته كه ده مرو ده مرد را احمق كند و...
آقای مولوی خودش هم دهاتی بوده و منظورش این بوده كه این حماقت برای كسانیست كه میخواهند در روستا ؛ شهری زندگی كنند. در غیر اینصورت بسیار بیخود گفته ...آری . در روستا باید عشق كرد . خدایا ترا شكر!
ساعت ۶ صبح پنجشنبه ۷۹/۱۰/۸ روستای سوربن ساری - محمود زارع





نوع مطلب : مطالب عمومی، 
برچسب ها : روستا، زندگی، ساده، سبز، درخت، صافی، صداقت،
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات