میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
جمعه 25 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : محمود زارع
دو خواهر از نسل اصیل که خدا کند بهمراه رفتنشان فرهنگ بسیار انسانی و دوستانه آنها هم نرود ...

روستای سوربن (مرحوم ام لیلا و بانو شهربانو شفاهی)
.






نوع مطلب : اهالی(مشخصات)، عکسهای روستا، مطالب عمومی، اشخاص روستا، خاطرات، 
برچسب ها : تجن لته، ام لیلا، شهربانو شفاهی،
لینک های مرتبط :

پدر عزیزم سلام
آیا دوست دارید حرف های گل زندگیتان را بشنوید ؟ همان گلی را که مثل باغبان دلسوز برای او زحمت می کشید .
پدر مهربانم ! خواستم هدیه ای به شما بدهم , فکر کردم چه هدیه ای مناسب مقام و منزلت شماست ؛ دیدم بهترین هدیه , عمل به دستورات خداوند و پیشوایان دین است و می تواند بهترین چراغ هدایت زندگیمان باشد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ای پدر عزیزم ! من دختر شما هستم و رحمتی از طرف خداوند , چون پیشوایان دینمان فرموده اند : « دختر رحمت است و پسر نعمت » .
پدر بزرگوارم ! گل وجودم ؛ باغبانی شما همیشه پرطراوت و شاداب می ماند. و اگر شما در نگهداری من کوتاهی کنید خیلی زود با اذیت و آزار نااهلان پژمرده میشوید . خداوند نگهداری و آموزش معارف دینی که باعث نشاط و پاکی من می شود را به عهده شما قرار داده است. امیدوارم در این وظیفه ی الهی پیروز و سربلند باشید.

پدر عزیزم ! دوست دارم با تلاش و کوشش که در دنیا برایم انجام می دهی در آخرت هم با شما باشم؛ پس بهتر است در مسائل دینی به من کمک کنی تا زندگی بهتری داشته باشم.

یکی از حکام دینی من حجاب است و خداوند همه خیر و خوبی را در آن قرار داده است امیدوارم چشم های آلوده را از من دور کند تا در امنیت و پاکی بمانم و بهترین راهها آن است که گوهر وجودم را در چادر حجاب و حیاء قرار دهم و آن چنان که خداوند دستور داده از خودم محافظت کنم .

امیدوارم همیشه مایه ی آبرو و عزت تو باشم.
پدر عزیزم امروز روز ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر است لطفا در این روز من و زهرا را همراهی فرمایید
شهربانو زارع


ادامه مطلب .....


نوع مطلب : اهالی(مشخصات)، پیام سوربنی ها، اشخاص روستا، خاطرات، 
برچسب ها : شهربانو زارع، پرویز زارع، دختر، نامه، حجاب،
لینک های مرتبط : شهربانو کوچولوی شیرین زبان و زیرک،

تصویر همکلاسیها در روستای سوربن
دانش آموزان اواخر دهه 40 روستای سوربن


برای مشاهده عکس در سایز اصلی روی آن کلیک کنید
اسامی عکس :
ایستاده بالا بترتیب از راست به چپ :
سپاهی دانش ( مدیر و معلم مدرسه آقای جلال خدمتگزار - ؛ آقای سیاوشی مامور و سرپرست مدارس منطقه )
دانش آموزان ایستاده از راست به چپ :
1- حسین خدری 2 - محمدرضا سیه چهره 3 - محمود زارع  4 - عین الله برانی 5 - ... ... ... 6 - ........ 7 - ........ 8 - ....... 9 - باقرعلی قاسمیان 10 - مرحوم عشقعلی باباگلی  11 - نجف طاهری ( براردهی ) 12 - گلعلی نوروزی  13 - ولی الله صفری  14 - یوسف طاهری ( براردهی )  15 - .................. 16 - مرحوم رضا بستانی


ادامه مطلب.....


نوع مطلب : اهالی(مشخصات)، عکسهای روستا، اشخاص روستا، 
برچسب ها : محمود زارع، روستای سوربن، عشقعلی باباگلی، قاسمیان،
لینک های مرتبط :

شنبه 17 فروردین 1392 :: نویسنده : محمود زارع
سوربن(میاندرود):مرحومه حاجیه مرضیه دوستدار که در واقع مادر دوم خود من نیز بحساب می آید ( بسیار در حقم مادری نمود که داستانش بماند ) مادر شهید یدالله دوستدار

.
.
شهید یدالله دوستدار و شهید حبیب دوستدار
( یادشان گرامی )

فعلا تصویری از شهید جلیل قاسمیان با آدرس اینترنتی ندارم. ان شاء الله در آینده نزدیک از شهیدان روستا و منطقه بتناسب بیوگرافی و بخصوص از شهیدان حبیب دوستدار و جلیل قاسمیان که همسن و سال خود من بوده و با هم خیلی هم رفاقت داشتیم و خاطراتی مطالبی را در این وبلاگ قرار خواهم داد . از یکی از مخاطبین که با نام " یک دوست " باعث این توجه شده اند هم تشکر میکنم ( محمود زارع )




نوع مطلب : درگذشتگان روستا، اشخاص روستا، شهدای روستا، 
برچسب ها : حاجیه مرضیه دوستدار، شهید حبیب دوستدار، شهید یدالله دوستدار، شهید جلیل قاسمیان، شهیدان، سوربن،
لینک های مرتبط : ساری گاهنوشتهای محمود زارع،

جمعه 9 فروردین 1392 :: نویسنده : محمود زارع
روستای سوربن ( میاندرود):دختر کوچولویی بنام صبا ( زارع ) شریفی فرزند خانم زیبا زارع , اهل روستای سوربن  در حال حفظ قرآن کریم هست و تعداد زیادی از آیات و نیز سوره های کوجک قرآن کریم میباشد . صبا خانم فرزند زیبا خانم زارع میباشد که فعلا در هولاء ساری سکونت داشته و ما بجهت تشویق ایشان و تشویق دیگر فرزندان منطقه تصمیم گرفتیم تا عکس و مشخصات وی را در این وبلاگ قرار دهیم . همینجا از دیگر مخاطبین محترم هم میخواهیم چنانچه از کودکان عزیز که بنحوی دارای امتیازات خاصی هستند یا حافظ آیاتی از قرآن کریم هستند و یا آنکه درسخوان خوبی هستند و ... عکس و مشخصاتی مختصر از ایشان را برایمان ارسال نموده تا ما هم بوظیقه خویش در تشویق این عزیزان اقدام کنیم که بنظر ما از جهت تربیتی بسیار دارای اهمیت میباشد . این موضوع را تنها آدمهای عمیقتر و مسوولتر میتوانند درک کنند . این هم عکس صبا خانم شریفی ( زارع )




نوع مطلب : اهالی(مشخصات)، مطالب عمومی، اشخاص روستا، اخبار سوربن، 
برچسب ها : زیبا زارع، صبا شریفی، هولاء، سوربن، حافظ قرآن،
لینک های مرتبط : پارسا جان تبریک و بامید موفقیت کامل در تمامی ابعاد،

یکشنبه 10 دی 1391 :: نویسنده : محمود زارع
سوربن(میاندرود):بدلیل درخواست آقای حاج قاسمیان از طریق پیامی که ارسال داشتند مطلب مربوط به خاطره از مرحوم مغفور فرضعلی قاسمیان برداشته میشود یاعلی . محمود زارع 12 فروردین

گیاه نرگس از خانواده نرگسیان (Amaryllidaceae ) و تیره Narcissus می باشد» نرگس گیاهی دائمی و پیازدار می باشد . پیازهای آن درشت و دارای ورقه های فلسی یا مطبق است . به عبارت دیگر پیاز آن می تواند چندین سال متوالی گل دهد و گل آن همه ساله درشت تر گردد. گلهای نرگس به رنگ سفید ، زرد ، نارنجی ، کم پر و پُر پر هستند . برگهای این گیاه از بن ریشه بصورت صاف یا شیاردار بیرون می آیند و در طول ساقه قرار میگیرند.نرگس‌ها به اندازه‌های مختلف یافت می‌شوند از گلهای 5 اینچی روی ساقه‌‌های 2 فوتی گرفته تا گلهای 5/0 اینچی روی ساقه 2 اینچی.
نرگس‌ها شاید آسانترین و مطمئن‌ترین پرورش از میان خانواده تمام گلها هستند و برای افراد مبتدی در باغبانی ایده‌ آل است. پیاز و برگها حاوی کریستالهای سمی هستند که فقط حشرات اصلی می‌توانند بدون آسیب رساندن به آن از آن مصرف کنند هر چند ممکن است جانوران آنها را از زیر خاک بیرون بیاورند.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع (مرحوم فرضعلی قاسمیان و گل نرگس)



ادامه مطلب .....


نوع مطلب : روئیدنی های منطقه، اهالی(مشخصات)، درگذشتگان روستا، مطالب عمومی، اشخاص روستا، خاطرات، 
برچسب ها : گل، گیاه، گل نرگس،
لینک های مرتبط :

سوربن(میاندرود):یک حشره ای بود ( بنام کفشدوزک ) که متاسفانه مانند بسیاری از جانداران این سالها دیگر دیده نمیشوند و کیمیا شده اند؛ ما باو میگفتیم " قرمز به وو یا قرمز بئوو " درست باندازه یک نخود متوسط توپی شکل که دو بال سخت قرمز داشت که روی آن خال های سیاه دانه دانه داشت. خیلی زیبا و خوش ترکیب هم هست. اسم علمی اش را نمیدانم ( که خوشبختانه یکی از کاربران محترم ما بنام علی آقا نام آنرا برای ما ارسال داشتند - بنام کفشدوزک -  که عین نظر ایشان در زیر تصویر قرار دارد) اما خواستم یک خاطره را بگویم که ما اغلب بچه های روستا آنها را میگرفتیم و روی نوک انگشتان دست آزادش میگذاشتیم مدتی می چرخید تا یک جهت را انتخاب میکرد بعد روپوش قرمز رنگش را باز میکرد پرهای توری سیاهش نمایان میشد و بسمتی پرواز میکرد.
نکته این بود که بعضی از بزرگترها ( یک نفر یادم هست خانم حاجیه سید فاطمه همسر آقای رحمت احمدیان ) بما میگفتند که این حشره میتواند مکان و محل نامزد شما را مشخص کند یعنی بهمان سمتی که پرواز میکرد می فهمیدیم که محل نامزدمان کدام طرفه ! منتها از قبل از پرواز باید از وی میخواستیم که مسیر خانه نامزد ما را نشانمان بدهد و جمله درخواستی ما این بود : " مه نمزه کام وری دره = نامزد من کدام طرفه " حال هر طرف که قرمز بئوو پرواز میکرد مسیر خانه نامزد ما بود ! این هم یک عکس از این پیشگوی زیبا ( محمود زارع فروردین 91 ) :


نظر یکی از کاربران محترم را در خصوص نام این حشره و دلیل عمده خال های آن را عینا در زیر قرار میدهیم : شنبه 19 فروردین 91 10:13
علی ( آقا ) : این جشره مفید کفشدوزک است که هفت خال آن برای دفع بعضی آفات مرکبات بی اندازه مفید است .
پاسخ شما : سلام ممنون علی آقای گل تشکر از نظر و اطلاع بجایت . عین این نظر را در ادامه همین مطلب قرار خواهیم داد




نوع مطلب : مطالب عمومی، اشخاص روستا، خاطرات، 
برچسب ها : حشره، حشرات، خاطره، خاطرات، پیشگویی، پیشگو، نامزد، همسر، کفشدوزک،
لینک های مرتبط :

وبلاگ روستای سوربن وبلاگی است که بنوعی موضوعات و افراد و اطلاعات مربوط به روستای سوربن را برای ذکر در تاریخ ( در آرشیو بماند ) ثبت می نماید. بهمین علت گاهی مطالبی را منتشر مینماییم که نه جنبه خبر دارد و نه جنبه تحلیل بلکه هر موضوعی که در ارتباط با " سوربن " بتظر جالب برسد منتشر خواهیم کرد. کمبود عکس و تصویر باعث شده است که ما مطالب بسیاری را که در دست اجرا داریم هنوز منتشر ننمائیم.
در این پست ضمن ذکر یادی از مرحوم شادروان اکبر نجفی که از اهالی منطقه ییلاق مسیر رودبارمحله و تا قبل از فوتش ساکن محمدآباد اسلام آباد بوده است به یک تصویر از ایشان که در کنار آقای میرزا احمد احمدی و آقای قاسم زارع ( پسرعموی من که الآن ماشالله بزرگ شده است و مرد) را بعنوان خاطره , قرار دهیم.
آقای میرزا احمد احمدی از اقوام نزدیک ما هم میباشد که پسر عموی بابا مرحوم احمد زارع بوده و تا چند سال پیش ساکن روستای زیبای کمتر دست خورده برارده که در ضلع شمالی روستای سوربن واقع است , سکونت داشته و فعلا در سن بازنشستگی در جنب فرودگاه ساری محله ای مشهور به محمدآباد ساکن میباشد.


ادامه مطلب ..........


نوع مطلب : رودبارمحله(استخرپشت)، روستاهای میاندرود، اشخاص روستا، خاطرات، 
برچسب ها : برارده، فرودگاه ساری، محمدآباد، اسلام آباد، زاری محله، شهریارکنده، سرخس، قاسم زارع، کربلایی غلامرضا زارع، میرزا احمد احمدی، رودبارمحله،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 27 بهمن 1390 :: نویسنده : محمود زارع
انالله و انا الیه راجعون
سوربن ( میاندرود) :متاسفانه دیروز چهارشنبه 26 بهمن 1390 غروب از طریق خانم زیبا زارع اطلاع یافتیم که مرحوم سیدعلی فرجی در بیمارستان شفا ساری جان بجان آفرین تسلیم کرد . گویا ایشان صبح چهارشنبه در بیمارستان درگذشته بودند اما برای رتق و فتق امورات اداری تا غروب طول کشیده است.ایشان در پی سکته مغزی از مدتی قبل در بیمارستان بوده که همه فکر میکردیم بدلیل اینکه سن بالایی ندارد بسلامت بیرون خواهد شد.
بهرحال من شخصا خیلی ناراحت شدم مرحوم سیدعلی آدمی صبور و مردی جاافتاده و شریف بود. از ناحیه پدری با ما نسبت فامیلی نزدیکی هم دارند. مرحوم مغفور سید حبیب فرجی که سالیانی قبل در اثر رعد و برق گرفتگی دارفانی را وداع گفته بودند بلحاظ فامیلی پسرخاله مرحوم پدرم بودند. مرحوم سید حبیب فرجی از جمله سادات بسیار خوب روستای ما بود. خداوند این پدر و پسر را غرق رحمت واسعه خویش فرماید.
در همین جا و از اینطریق اینجانب این ضایعه را بخانواده آنمرحوم و برادران و خواهران و اقوام و بستگانش تسلیت عرض مینمایم.
......................
آقا سید اسماعیل فرجی عزیز هم از دیار دور پیامی برای ما بهمین مناسبت فرستادند. ایشان اخوی دوم این مرحوم هستند که برای ماموریتی در خارج از کشور بسر میبرند:
سلام ودرود فراوان بر عزیزی مثل شما تشکر وقدردانی میکنم از لطف و همدریتان
 به دنیا هرکسی را پر شود پیمانه می میرد
یکی در کوه وصحرا آن یکی در خانه می میرد
یکی در سنگر قرآن شهید و جاودان گردد
یکی بی دین و ایمان گوشه ی میخانه می میرد
سید اسماعیل فرجی




نوع مطلب : درگذشتگان روستا، اشخاص روستا، اخبار سوربن، 
برچسب ها : سیدعلی فرجی، سیدحبیب فرجی، بیمارستان، سوربن، درگذشت، فوت، مرگ،
لینک های مرتبط :

وبلاگ روستای سوربن (میاندرود):حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید اسماعیل فرجی از اهالی روستای سوربن که اخیرا برای امورات تبلیغی به کشور قرقیزستان سفر نموده است . طی پیامی ما را مورد لطف خویش قرار داده اند « سلام باتشکر فراوان ازهمه زحمات شما عزیزان که درمعرفی روستا و شناساندن افرادو...تلاش فراوان کردید.بنده ازکشور قرقیزستان مطالب مفید وخواندنی شمارا مطالعه کردم.سلام برای همه برسانید. » امیدواریم خداوند بر توفیقات این عنصر شریف و صادق و پرتلاش در عرصه علم و اخلاق افزوده و همچنین باعث افتخار روستای سوربن میباشد که جوانانی همانند ایشان را که در عرصه های بین المللی فعالیتهای انشاء الله مثمر ثمری را انجام میدهند. سید اسماعیل از جمله عناصر بسیار دوست داشتنی و نیک روزگار ما میباشند که پدر مرحومشان سید حبیب فرجی ( رحمه الله علیه ) که اتفاقا ایشان نیز از جمله سادات خاص و بسیار صاف و صمیمی و زحمت کش روستا بودند و بواقع مرگش نیز نوعی شهادت بوده است آرزوی آنرا داشته که لااقل یکی از فرزندان ایشان از سربازان امام زمان ( عج ) بوده باشند که خدا را شکر این آرزوی ایشان - هرچند در بعد از مرگش - تحقق یافت.( محمود زارع.ساری وصال)
مشخصاتی درباره کشور قرقیزستان:
قرقیزستان در قلب آسیا واقع شده، و در سال 1991 از  شوروی استقلال یافت. كشوری كوهستانی است و اقتصاد آن بر پایه كشاورزی بنا نهاده شده است. اما در سالهای اتحاد باشوروی، به تدریج رو به صنعتی شدن نهاد و هم اكنون تولید كننده عمده ماشین آلات صنعتی و برقی می باشد. تولید قهوه  ـ نیشكر ـ تنباكو ـ كتان و فسفات، برای اقتصاد این كشور  اهمیت فراوانی دارد. ازمعادن وذخایرطبیعی قرقیزستان،  می توان از زغال سنگ ـ مس و آنتیموان نام برد.
حكومت : جمهوری - مساحت : 500 / 198 كیلومترمربع - جمعیت : 000/400 / 4   نفر          - رشد سالانه جمعیت : 7 /1 درصد  - پایتخت : بیشكك   - زبان   : قزاقی – روسی      - دین    : اسلام       - واحد پول : روبل





نوع مطلب : پیام سوربنی ها، اشخاص روستا، 
برچسب ها : سوربن، قرقیزستان، روحانیت، تبلیغ، فرجی، سید اسماعیل فرجی،
لینک های مرتبط :

محمود زارع  وبلاگ روستای سوربن : سلام بدوستان مخاطب و پاک طینت و علی دوست ! شب شهادت آقا نمیتوانستم چیزی ننویسم . بدون مقدمه صفحه را باز کردم و دارم مینویسم .
کلام اول : گفتم جمله و تکه کلام همیشگی بابام مرحوم احمد آقای زارع را مطلع کلامم قرار دهم . مرحوم احمد زارع استخرپشتی در زمانی که زنده بود و ما گاهی به او یا به کسی دیگر در خطاب میگفتیم : آقا ! بابا میفرمود : " آقا مرتضی علی است " ! من در کودکی فکر میکردم بابام شوخی میکند و بقول ما مازندرانی ها میخواهد " خوش داوی " - خوش گویی , شاد کردن _ کند ؛ ولی وقتی بزرگتر که شدم در نوجوانی و جوانی دیدم که نه ایشان بطور جد اعتقاد دارند که فقط یک آقا در عالم است و آنهم ( بقول خودش ) مرتضی علی است .
مرحوم پدر واقعا اعتقاد داشت که اگر آقایی یک ارزش خاص در این عالم است هیچ کس شایسته تر به این عنوان جز مولا علی علیه السلام نیست . منم بعدها و بخصوص در بعد رحلتش همیشه سعی داشتم که آقا بمفهوم ارزشی و خاص آنرا فقط و فقط برای مولای بابا و بابای مولا مرتضی علی علیه السلام بکار ببرم و منظور داشته باشم. و مابقی را علی الاطلاق و حسب ضیق زبان و بمفهوم عام و عرفی آقا خطاب کنم. خسیس نیستم ولی اگر به هر که جنسا مذکر است را میتوان آقا نامید , پس به یک مرد با آنهمه آقایی و بزرگی و والایی چه خطابی باید داشت . من منطق پدرم را قبول دارم و آقایی را در شآن فقط مرتضی علی (ع) میدانم و بس !


کلام دوم : حسب نقل قول مادر عزیزم بانو شهربانو شفاهی تیلکی که بارها به اصرار جریان تولد و خاطرات کودکی هایم را از ایشان خواستم که تعریف و تشریح نماید. زمان تولد من دهه سوم ماه مبارک رمضان سال 1342 شمسی بود. چون مراسم دهه بعد از تولد که زائو را بحمام میبرند و غسل مستحبی که دارند را تحت عنوان ( دهه حموم ) در یکی دو روز بعد از ماه رمضان در حمام روستای برارده برگزار کردند,در روستایی بنام سوربن ( تمشک کوتی ) ! ولی در شناسنامه پدرم بخاطر اینکه مرا به اجباری - اصطلاحی بود که مردم دوران قبل برای سربازی میگفتند - نبرند و برای رد گم کردن ماموران پهلوی , محل تولدم را در جایی بنام نکا نارنج باغ ذکر کردند ولی من اصلا در آنجا نبودم زیرا یک منطقه پرتی در حومه نکاء فعلی بود!
تمشک کوتی ( جایی که بوته های تمشک زیاد دارد ) حد فاصل روستای سوربن کنونی و جاده گهرباران ( روبروی پارک ملی حیات وحش منطقه در مسیر همین جاده ) که فعلا در زمینهای مربوط به بنیاد جانبازان واقع شده است , بوده است. در قبل از انقلاب برادر پهلوی سابق بقصد یکپارچه سازی زمینهای منطقه و در واقع تصرف عدوانی و زوری زمینهای مردم ( آباء و اجداد ما ) مردم تمشک کوتی را به روستای سوربن کنونی ( سه کلیومتر فاصله داشت ) کوچاند . روستای سوربن آنموقع فقط دو طایفه بزرگ داشت ( قاسمیانها و دوستدارها ) ! خلاصه هر سال من در این دهه حال عجیبی هم پیدا میکنم و اگر خداوند لطف فرماید و شیطان ولم کند حال و احوالی را پیدا میکنم. مادر بزرگ مادری ام مرحومه فاطمه صغری رنجبر تیلکی ( رحمت ا... علیهم ) که باعتراف دوست و غیر دوست زنی فاضله و فوق العاده متدین و از تبار حضرت آیت الله شریعتمدار تیلکی بوده است تربیت دوره کودکی ام را متقبل شده بودند و هم ایشان بودند که مرا بنام ( محمود ) نامیدند. ایشان قصد داشتند ترکیب اسمی خانواده ما را بترتیب به احمد - محمود - محمد - ابوالقاسم , مسمی کنند که البته با مخالفت بعضی از ارباب زاده ها بعدها نگذاشتند که برادرهامان بهمین ترتیب وصیت مادر بزرگ مرحوممان نامیده شوند! استدلالشان هم این بود که چنین نامی را آنها قبلا بنام آباء و اجداد خویش داشتند! حتی نام مرا که محمود بود بنا به مخالفت همسر یکی از حشم داران بزرگ( ابراهیم چوپانی )که نام پدرش محمود بود , پیغام داد که عوض کنند ولی مادرم شدیدا مخالفت کردند و بهیچ قیمتی حاضر نشدند که تعویض نمایند و اظهار داشتند که محمود یادگاری نامگذاری و وصیت مادرش هست و تحت هیچ شرائطی عوض نمیکنند که گویا کار بجنجال هم کشیده بود ولی خلاصه خدا نخواست اسمم چنگیز - اسمی که آنها اصرار داشتند ما داشته باشیم - شود !
کلام سوم: بابا آقا را خیلی دوست داشت . پدرم گرچه خیلی متدین بود ولی بسیار از تظاهر و ریاء نفرت داشت و حتی من بعدها بدقت و فراست متوجه شدم که تا حدودی بدون آنکه خود دقیقا بداند از فرقه ملامتیه بود! فرقه ای که دوست داشتند مردم آنها را خیلی خوب و متدین ندانند و برای مبارزه با نفس حاضر هستند که بنحوی مشی داشته باشند تا اگر همواره مورد ملامت قرار بگیرند , بگیرند اما خدایشان از آنها راضی باشند ! مرحوم پدر خیلی در مرعی و منظر خود را بمذهب نمی چسباند و اصلا حاضر نبود که از راه دین , نون , بخورد. بهمین جهت از چنین انس و جن هایی نفرت داشت و با بعضی از روحانیون منطقه که چنین روحیه ای را زیاد داشتند همیشه کنتاک داشت و بگو و مگو با آنان ! ما هم آقا را خیلی خیلی دوست داریم و تنها هم ایشان را آقا میدانیم و بس و این صفت را جز به منظور مراعات ادب عمومی , برای کسی بغیر از مرتضی علی (ع) بکار نمیبریم. و بخاطر همین هم عنوان مطلبم را در این پست چنین گذاشتم تا هم یادی از مرحوم ابوی شود و هم از روح آقا مرتضی علی مدد جویم برای پدر طلب شفاعت نمایم و برای باقی بازماندگان طلب عنایت!
کلام چهارم: در این شب شهادت آقا مرتضی علی جان , بی مناسبت ندیدم که آخرین کلامهای آن امام کلام را که بعنوان وصیت ایشان به فرزندش امام حسن علیه السلام ( قربان امام حسین شویم ) بعنوان حسن ختام درج نمایم: ( این وصیت را در اینجا مطالعه بفرمایید




نوع مطلب : اشخاص روستا، خاطرات، رودبارمحله(استخرپشت)، 
برچسب ها : امام علی، امام حسن، وصیت، شب قدر، محمود زارع، تمشک کوتی، سوربن،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 13 مرداد 1390 :: نویسنده : محمود زارع
سوربن: نیمه شب ( ساعت حوالی 2 بامداد بعد از پنجشنبه گذشته ) که سه نفر جوان از روستای انجیل نسام شهرستان ساری از مراسم عروسی در روستای هولاء ( جنب شرکت خوشنوش ساری ) بسمت منزل برمیگشتند طی تصادفی با یک تاکسی که با سرعت زیاد از دوربرگردان بسمت ساری برمیگشت بشدت تصادف و دو نفر از سرنشینان موتور در دم جان سپرده و یکی دیگر که عقبتر نشسته بود در وضعیت بسیار وخیمی در بیمارستان میباشد. راننده موتور مهرداد جانمحمدی ( فرزند جوان پسر خاله من قاسمعلی جانمحمدی ) بود ! متاسفانه هم راننده موتورها با بی احتیاطی که نه کلاه ایمنی داشتند و نه استاندارد دو نفر را رعایت کرده بودند و نه مسیر درست رفت و آمد را و هم راننده تاکسی که در آنموقع نیمه شب احتمالا با خیال خلوت بودن خیابان کمتر توجه نموده بود ( هر دو طرف مقصر بودند ) , منجر به این فاجعه دلخراش شد. خداوند روح این دو جوان مرحوم را قرین رحمت نموده و بخصوص به پدر و مادرش واقعا صبر عنایت بفرماید . داغ فرزند جوان ( مجرد ) باید کمرشکن و استخوان سوز باشد. گفته میشود که وقتی قاسم جانمحمدی ( پسرخاله ام ) خبر تصادف را شنید بتجاهل نمیخواست باور کند و نمیخواست ببیند که پسرش تصادف کرده و لذا نرفت سردخانه بیمارستان و منزل خوابید ؟!!!! چه خوابیدنی ! داشت خودش را براه دیگر میزد که مثلا فرزند خودش نیست ! بهر حال بنظر من خود راهنمایی و رانندگی هم بی تقصیر نیست . شدت عمل در برابر موتور سواران بسیار نامناسب و کم میباشد. بخصوص موتور سوارانی که اصلا مراعات هیچ نوع ایمنی را نمیکنند ! بیشترین استرس ما راننده ها خدا میداند از دست همین راننده های موتور میباشد. از طرفی بقول مردم امروزه هر ننه قمری هم راننده ماشین شده است . مانند بعضی از خانمهای همسایه ما که خدا میداند نمیتوانند درست خودروی تند روی خود را داخل پارک آپارتمان پارک کنند ! نمیدانم راهنمایی رانندگی چرا به آنها گواهینامه میدهد. بنظر من باید شیوه دادن گواهینامه محکمتر شود تا مساله جریمه کردن ها اگر در دادن گواهینامه سختگیری منطقی شود دیگر راننده ناوارد و کم وارد , وارد جاده نخواهد شد ! 




نوع مطلب : درگذشتگان روستا، اشخاص روستا، اخبار سوربن، روستاهای میاندرود، 
برچسب ها : روستای انجیل نسام، جانمحمدی، تصادف، فوت، مهرداد جانمحمدی،
لینک های مرتبط :

                                                         بسمه تعالی

                                   ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

                    برادر ارجمند جناب حجة الاسلام والمسلمین خامنه ای

                                                        سلام علیكم

                 با سلام و درود بر انبیاء و اولیاء و اوصیاء و شهدالله و بامید سلامتی و طول عمر حضرت امام " روحی فداة "  soroush . zare  From sari

     احتراما اینجانب ، اهل و ساكن روستای سوربن از توابع شهرستان ساری ( بخش مركزی ) كشاورز و كشاورززاده ای هستم كه بسان دیگر روستائیان محروم مظلوم این مملكت با سختی و مشقت و كارگری روز مزدی پدرمان و همچنین خوشه جمع كنی مادرمان در زمینهای درو كرده گندم فئودالهای منطقه ( شاهپور پهلوی ) جهت اینكه با این خوشه ها نان تهیه شود زندگی میكرده ایم و بزرگ شده ایم. خوشبختانه به لطف و عنایات خداوندی و رهبری پیامبر گونه حضرت امام " روحی فداه " و مقاومت مردم قهرمان ، انقلاب البته خونبار اسلامیمان بثمر نشست.



ادامه مطلب...


نوع مطلب : اولین ها در سوربن، اشخاص روستا، اخبار سوربن، خاطرات، 
برچسب ها : روستای سوربن ساری، پرویز زارع،
لینک های مرتبط : حتما ببینید،

     جمعیت فعال و غیر فعال روستای سوربن

 

  

شرح / جمعیت

14  - 0

64 - 15

 به بالا - 65

  جمع

تعداد مرد

 85

 399

 13

 497

درصد نسبت بمرد

1/17

2/80

6/2

100

تعداد زن

 89

 426

 17

 532

درصد نسبت بزن

7/16

80

1/3

100

جمع كل (تعداد)

 177

 825

 30

1032

جمع كل ( درصد)

8/33

2/160

7/5

200

آمار مربوط به اواخر دهه 60 میباشد.





نوع مطلب : روستای سوربن، اشخاص روستا، مطالب عمومی، اخبار سوربن، آمارها، 
برچسب ها : جمعیت فعال روستای سوربن، زارع محمود،
لینک های مرتبط : آبگینه ساری،

چهارشنبه 13 مهر 1384 :: نویسنده : محمود زارع
از این مطلب تاکنونweb counterبار بازدید شده است.
web counter

         ساخت قومی و طایفه ای روستای سوربن

سوربن(میاندرود): روستای سوربن كلا از سه طایفه اصلی تشكیل میشود كه عبارتند از :

     1 – طایفه ییلاقی ها ( سفید كوهی ها )

     2 – طایفه كلكناری ها

     3 – طایفه قاسمیانها

     اما از جهت تقدم سكونت در روستا بترتیب ابتداء قاسمیانها ؛ بعد كلكناریها و تقریبا همزمان با آنها سفید كوهی ها؛ در این روستا سكونت گزیده اند. ترتیب تقدم سكونت در روستا از ضلع جنوبی آغاز میشود بطوریكه طایفه قاسمیانها كه بدوا بروستا آمده اند در قسمت جنوبی فعلی سكونت نموده اند و بعد از آنها طایفه كلكناریها و بدنبالشان همین ییلاقیها ( كه در روستا باصطلاح به سفیدكوهی ها مشهور هستند ) بترتیب در قسمت میانی و ضلع شمالی سكنی گزیده اند.

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز


     البته لازم بتوضیح است كه خانوارهائی از اقوام غیر از سه طایفه فوق الذكر در روستا سكونت دارند كه هیچ گونه رابطه خویشاوندی با دیگر طوائف ندارند و اهل و ساكن روستا محسوب میشوند.



ادامه مطلب...


نوع مطلب : روستای سوربن، مطالب عمومی، اهالی(مشخصات)، اولین ها در سوربن، اشخاص روستا، اخبار سوربن، خاطرات، آثار محمود زارع ، 
برچسب ها : ساخت طایفه ای سوربن، زارع، قاسمیان، دوستدار، سیه چهره، باباگلی، خانی، خدری، براتی، فرجی، قربانی، شکری، احمدیان،
لینک های مرتبط : آبگینه ساری، گاهنوشتهای محمود زارع،



درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات