میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
پنجشنبه 25 اسفند 1390 :: نویسنده : محمود زارع
سوربن(میاندورد):مطلبی از وبلاگ عکس شاهدژ از آقای سید ولی شجاعی لنگری درباره یکی از حیوانات منطقه ییلاقی که در مناطق رودبارمحله و استخرپشت زمانی بوفور یافت میشد , ( بز - بز کوهی ) دیدم که خالی از لطف ندیدم این تصاویر را بهمراه توضیحات مختصر ایشان نقل کنم .( م زارع )
بـــز- در تا بستان امسال یه سفر خاطره انگیز به نواحی شمالی شاهرود داشتم که توانستم از کَل و بزهای اون نواحی عکاسی کنم و چون نخواستم که عکسام بیشتر از این حیاط وحشی بشه عکسهای بز اهلی و وحشی رو یه جا ارائه دادم و قت خوبی شد که به این بهانه این موجود واقعآ زیبا رو در کنار هم مقایسه کنیم

بـــزهای وحشـــی
این بزها هم مثل بزهای اهلی اند ولی  بزهای وحشی خود را با زندگی در شیب ها و ارتفاعات تطبیق داده اند.از لحاظ اندازه، آن ها جزء حیوانات متوسط القامه (45 تا140 كیلو گرم وزن ) به حساب آمده و دارای بدنی قوی و عضلانی می باشند.گونه های مختلف بزهای وحشی در نواحی شمال اتیوپی، كشور سودان و مصر و شرق رود نیل، شبه جزیره سینا، فلسطین، عربستان صعودی، عمان، تركیه، ابران، عراق، جنوب شوروی سابق، افغانستان، پاكستان، شمال هند، كوه های پامیر، تیان شان در چین، كوه های آلتیی و دشت گبی مغولستان زندگی می كنند و در دهه اخیر در لبنان و سوریه نیز زیسته اند. بزهای وحشی به گوسفند وحشی  (GENUS OVIS ) خیلی نزدیك اند. اما فاقد غدد جلو چشمی، زیرپایی و زیر كشاله ران هستند. گوسفند و بز وحشی چند میلیون سال قبل از یك نوع حیوان مشتق شدند و هر یك تشكیل جانور جدیدی را دادند. تمتمی بزهای واقعی دارای 60 كروموزوم هستند در حالی كه گوسفند وحشی 52تا58 كروموزوم دارد. از خصوصیات بدنی بزهای وحشی كه بیشتر در بین نرها بروز می كند ریش و غدد زیر مقعدی است كه این غده ها منبع اصلی بوی بد در بین بزهای نر می باشند. موهای بزهای نر در زمستان در قسمت گردن بلتد می شود و نوار تیره ای از پشت گردن به سمت سینه و پشت ادامه پیدا می كند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : رودبارمحله(استخرپشت)، گزارش (سفرنامه)، مطالب عمومی، روستای تیلک، 
برچسب ها : رودبارمحله، تیلک، لنگر، سمنان، دامغان، بز، بز کوهی، بز وحشی،
لینک های مرتبط : رامسر و جلوه هایی زیبا از بهشت زمینی الله تعالی، تعامل با طبیعت و انسانهای طبیعی در روستاها، محیط زیست استان برخورد با وحشی ها را ممنوع کرد!،

وبلاگ روستای سوربن وبلاگی است که بنوعی موضوعات و افراد و اطلاعات مربوط به روستای سوربن را برای ذکر در تاریخ ( در آرشیو بماند ) ثبت می نماید. بهمین علت گاهی مطالبی را منتشر مینماییم که نه جنبه خبر دارد و نه جنبه تحلیل بلکه هر موضوعی که در ارتباط با " سوربن " بتظر جالب برسد منتشر خواهیم کرد. کمبود عکس و تصویر باعث شده است که ما مطالب بسیاری را که در دست اجرا داریم هنوز منتشر ننمائیم.
در این پست ضمن ذکر یادی از مرحوم شادروان اکبر نجفی که از اهالی منطقه ییلاق مسیر رودبارمحله و تا قبل از فوتش ساکن محمدآباد اسلام آباد بوده است به یک تصویر از ایشان که در کنار آقای میرزا احمد احمدی و آقای قاسم زارع ( پسرعموی من که الآن ماشالله بزرگ شده است و مرد) را بعنوان خاطره , قرار دهیم.
آقای میرزا احمد احمدی از اقوام نزدیک ما هم میباشد که پسر عموی بابا مرحوم احمد زارع بوده و تا چند سال پیش ساکن روستای زیبای کمتر دست خورده برارده که در ضلع شمالی روستای سوربن واقع است , سکونت داشته و فعلا در سن بازنشستگی در جنب فرودگاه ساری محله ای مشهور به محمدآباد ساکن میباشد.


ادامه مطلب ..........


نوع مطلب : رودبارمحله(استخرپشت)، روستاهای میاندرود، اشخاص روستا، خاطرات، 
برچسب ها : برارده، فرودگاه ساری، محمدآباد، اسلام آباد، زاری محله، شهریارکنده، سرخس، قاسم زارع، کربلایی غلامرضا زارع، میرزا احمد احمدی، رودبارمحله،
لینک های مرتبط :

رودبارمحله نکا




نوع مطلب : رودبارمحله(استخرپشت)، 
برچسب ها : رودبارمحله، نکا، آلوچه، طبیعت،
لینک های مرتبط :

محمود زارع  وبلاگ روستای سوربن : سلام بدوستان مخاطب و پاک طینت و علی دوست ! شب شهادت آقا نمیتوانستم چیزی ننویسم . بدون مقدمه صفحه را باز کردم و دارم مینویسم .
کلام اول : گفتم جمله و تکه کلام همیشگی بابام مرحوم احمد آقای زارع را مطلع کلامم قرار دهم . مرحوم احمد زارع استخرپشتی در زمانی که زنده بود و ما گاهی به او یا به کسی دیگر در خطاب میگفتیم : آقا ! بابا میفرمود : " آقا مرتضی علی است " ! من در کودکی فکر میکردم بابام شوخی میکند و بقول ما مازندرانی ها میخواهد " خوش داوی " - خوش گویی , شاد کردن _ کند ؛ ولی وقتی بزرگتر که شدم در نوجوانی و جوانی دیدم که نه ایشان بطور جد اعتقاد دارند که فقط یک آقا در عالم است و آنهم ( بقول خودش ) مرتضی علی است .
مرحوم پدر واقعا اعتقاد داشت که اگر آقایی یک ارزش خاص در این عالم است هیچ کس شایسته تر به این عنوان جز مولا علی علیه السلام نیست . منم بعدها و بخصوص در بعد رحلتش همیشه سعی داشتم که آقا بمفهوم ارزشی و خاص آنرا فقط و فقط برای مولای بابا و بابای مولا مرتضی علی علیه السلام بکار ببرم و منظور داشته باشم. و مابقی را علی الاطلاق و حسب ضیق زبان و بمفهوم عام و عرفی آقا خطاب کنم. خسیس نیستم ولی اگر به هر که جنسا مذکر است را میتوان آقا نامید , پس به یک مرد با آنهمه آقایی و بزرگی و والایی چه خطابی باید داشت . من منطق پدرم را قبول دارم و آقایی را در شآن فقط مرتضی علی (ع) میدانم و بس !


کلام دوم : حسب نقل قول مادر عزیزم بانو شهربانو شفاهی تیلکی که بارها به اصرار جریان تولد و خاطرات کودکی هایم را از ایشان خواستم که تعریف و تشریح نماید. زمان تولد من دهه سوم ماه مبارک رمضان سال 1342 شمسی بود. چون مراسم دهه بعد از تولد که زائو را بحمام میبرند و غسل مستحبی که دارند را تحت عنوان ( دهه حموم ) در یکی دو روز بعد از ماه رمضان در حمام روستای برارده برگزار کردند,در روستایی بنام سوربن ( تمشک کوتی ) ! ولی در شناسنامه پدرم بخاطر اینکه مرا به اجباری - اصطلاحی بود که مردم دوران قبل برای سربازی میگفتند - نبرند و برای رد گم کردن ماموران پهلوی , محل تولدم را در جایی بنام نکا نارنج باغ ذکر کردند ولی من اصلا در آنجا نبودم زیرا یک منطقه پرتی در حومه نکاء فعلی بود!
تمشک کوتی ( جایی که بوته های تمشک زیاد دارد ) حد فاصل روستای سوربن کنونی و جاده گهرباران ( روبروی پارک ملی حیات وحش منطقه در مسیر همین جاده ) که فعلا در زمینهای مربوط به بنیاد جانبازان واقع شده است , بوده است. در قبل از انقلاب برادر پهلوی سابق بقصد یکپارچه سازی زمینهای منطقه و در واقع تصرف عدوانی و زوری زمینهای مردم ( آباء و اجداد ما ) مردم تمشک کوتی را به روستای سوربن کنونی ( سه کلیومتر فاصله داشت ) کوچاند . روستای سوربن آنموقع فقط دو طایفه بزرگ داشت ( قاسمیانها و دوستدارها ) ! خلاصه هر سال من در این دهه حال عجیبی هم پیدا میکنم و اگر خداوند لطف فرماید و شیطان ولم کند حال و احوالی را پیدا میکنم. مادر بزرگ مادری ام مرحومه فاطمه صغری رنجبر تیلکی ( رحمت ا... علیهم ) که باعتراف دوست و غیر دوست زنی فاضله و فوق العاده متدین و از تبار حضرت آیت الله شریعتمدار تیلکی بوده است تربیت دوره کودکی ام را متقبل شده بودند و هم ایشان بودند که مرا بنام ( محمود ) نامیدند. ایشان قصد داشتند ترکیب اسمی خانواده ما را بترتیب به احمد - محمود - محمد - ابوالقاسم , مسمی کنند که البته با مخالفت بعضی از ارباب زاده ها بعدها نگذاشتند که برادرهامان بهمین ترتیب وصیت مادر بزرگ مرحوممان نامیده شوند! استدلالشان هم این بود که چنین نامی را آنها قبلا بنام آباء و اجداد خویش داشتند! حتی نام مرا که محمود بود بنا به مخالفت همسر یکی از حشم داران بزرگ( ابراهیم چوپانی )که نام پدرش محمود بود , پیغام داد که عوض کنند ولی مادرم شدیدا مخالفت کردند و بهیچ قیمتی حاضر نشدند که تعویض نمایند و اظهار داشتند که محمود یادگاری نامگذاری و وصیت مادرش هست و تحت هیچ شرائطی عوض نمیکنند که گویا کار بجنجال هم کشیده بود ولی خلاصه خدا نخواست اسمم چنگیز - اسمی که آنها اصرار داشتند ما داشته باشیم - شود !
کلام سوم: بابا آقا را خیلی دوست داشت . پدرم گرچه خیلی متدین بود ولی بسیار از تظاهر و ریاء نفرت داشت و حتی من بعدها بدقت و فراست متوجه شدم که تا حدودی بدون آنکه خود دقیقا بداند از فرقه ملامتیه بود! فرقه ای که دوست داشتند مردم آنها را خیلی خوب و متدین ندانند و برای مبارزه با نفس حاضر هستند که بنحوی مشی داشته باشند تا اگر همواره مورد ملامت قرار بگیرند , بگیرند اما خدایشان از آنها راضی باشند ! مرحوم پدر خیلی در مرعی و منظر خود را بمذهب نمی چسباند و اصلا حاضر نبود که از راه دین , نون , بخورد. بهمین جهت از چنین انس و جن هایی نفرت داشت و با بعضی از روحانیون منطقه که چنین روحیه ای را زیاد داشتند همیشه کنتاک داشت و بگو و مگو با آنان ! ما هم آقا را خیلی خیلی دوست داریم و تنها هم ایشان را آقا میدانیم و بس و این صفت را جز به منظور مراعات ادب عمومی , برای کسی بغیر از مرتضی علی (ع) بکار نمیبریم. و بخاطر همین هم عنوان مطلبم را در این پست چنین گذاشتم تا هم یادی از مرحوم ابوی شود و هم از روح آقا مرتضی علی مدد جویم برای پدر طلب شفاعت نمایم و برای باقی بازماندگان طلب عنایت!
کلام چهارم: در این شب شهادت آقا مرتضی علی جان , بی مناسبت ندیدم که آخرین کلامهای آن امام کلام را که بعنوان وصیت ایشان به فرزندش امام حسن علیه السلام ( قربان امام حسین شویم ) بعنوان حسن ختام درج نمایم: ( این وصیت را در اینجا مطالعه بفرمایید




نوع مطلب : اشخاص روستا، خاطرات، رودبارمحله(استخرپشت)، 
برچسب ها : امام علی، امام حسن، وصیت، شب قدر، محمود زارع، تمشک کوتی، سوربن،
لینک های مرتبط :

سوربن:هفته قبل تعدادی از آشنایان و نیز خانواده ما جهت تقسیم خانه سرای اجدادی در عکسی از جوانیهای محمودرودبارمحله و نیز بدلیل گرمای وحشتناک ساری و اطراف به ییلاقات پناه برده بودند . مهمترین مساله ای که هنوز ذهنم را بخود مشغول کرده است خبری بود که آنها از روند خشکیده شدن چشمه های صدها ساله منطقه داده اند بود. خدا میداند داشت گریه ام میگرفت . این چشمه ها از زمانی که کهن سالترین آدمها را در یاد هست جوشان و زنده بوده اند و نمیدانم که چه شده است الآن چند سالی است که رو به کم روق شدن و بعضا خاموش شدن و مرگ پیش میروند. بغیر از چند چشمه , تعداد قابل ملاحظه ای از این سرچشمه های حیات و زندگی و نشاط بندگان خدا , نمیدانم بکدامین گناه و با گناه کدامین ها , سر به قهر نهاده اند ! در گزارشی پیشترها میخواندم که در طول ۴۳ سال گذشته شش سال خیلی خشک و هفت سال خشک در ایران داشته‌ایم. دو سال اخیر جزو خشک‌ترین سال‌های این چهار دهه بوده است
نمیدانم که رد کدامین پا یا پاهای ناپاک در مسیر این سرزمین چنین سرنوشتی را رقم میزند و یادم آمد که شاعری گفته بود :
سود فخر به فلک بر فروختن
هنگامی که هر غبار راه لعنت شده نفرین ات می کند ؟
تو را چه سود از باغ و درخت که با یاس ها به داس سخن گفته ای.
آن جا که قدم برنهاده باشی گیاه از رستن تن می زند
چرا که تو تقوای خاک و آب را هرگز باورنداری
و گویا باید بر این مرثیه افزود که ؛ آنجا که ناپاکان قدم برنهاده باشند , چشمه ها نیز از جوشش باز ایستند !
خدا بر این ملک و مردم ترحم فرمای ! کاش اینقدر جسارت حرمت شکنی حریم حرام کرده خداوند غیور را نمی داشتیم و  نعمتهای خدا داده را به تزویر و ریاء و نیرنگ آلوده نمی نمودیم که هر جا می بینی جز تزویر و ریاء و هر چه که می نگری جز سالوسی و چاپلوسی و هر چه میگویند جز دروغ نیست ! ما راست گو در مملکت کم داریم و مردم گویا نه راست میگویند و نه میشنوند و گویا عادت هم ندارند که راست بشنوند
و برای این مردم چشمه ها قطعا نخواهند جوشید
و برای این جامعه هم قطعا گیاه از رستن تن خواهد و زد
بدینسان نشانه ها که نه بل آیت خشکسالی های پیاپی را بکدامین گناه باید بتوبه نشست ؟
و چرا آنانی که باید توبه کنند , نمیکنند ؟!! ( محمود زارع . نیمه مرداد 90 )
* عکس --> جوانی های محمود




نوع مطلب : رودبارمحله(استخرپشت)، 
برچسب ها : روبارمحله، استخرپشت، چشمه ها، خشکسالی، ناپاکی، دروغ،
لینک های مرتبط : روبارمحله و استخر پشت در وبلاگ روستای سوربن،



درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic