میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:خلاصه ای از ترجمه لالایی مازندرانی :
... دستانت زخمی هیزم و ریسمان ؛ ای که قامتت را نشاء و خرمن کمانی کرده ؛
دمی راحت دنیا ندیدی , عمرت را دویدن و تکاپو در
صحراها گرفت ؛
آرام بخواب مادر که بفدای تن خسته ات ؛ قربان بوی پیراهن مادر!
تو هماره گهواره ام را تاب میدادی و برایم شبها نمی خوابیدی برایم لالایی میخواندی تا صبحدمان
آرزوها برایم داشتی ای مادر جانم بفدایت !
لالا لالا دلم آرزوی تو دارد و بی تو دنیا برایم زندانی بیش نیست !
بفدای مادری که کوله بارش پر از هیزم و دستانش پر از پینه بود !
تو همیشه یا مشغول نشاء کاری در مزره بودی یا بدنبال گوسفندان در صحرا و همیشه تنت خسته بود از کار و تلاش و چشمانت همیشه پر از اشک برای فرزند و فردای فرزند !
ای  تمام خوشی دنیای من , آفتاب به بلندای گوشه دل تو نبود و نیز بهار زیبایی بنفشه های در دستانت را نداشت !
اگر تمام خوشی های دنیا هم مال من باشد نمیتواند قابل قیاس با آغوش گرم مادرم باشد !
لالا لالا بفدای غمخوارم و بقربان تن بیمار مادرم ...!

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مادران روستایی)

برای دانلود این
موسیقی زیبا بادامه مطلب بروید :



ادامه مطلب .....


نوع مطلب : مطالب عمومی، موسیقی محلی، 
برچسب ها : موسیقی، موسیقی محلی، مادر،
لینک های مرتبط : لالایی برای مادر ( موسیقی مازندرانی + دانلود)،

پنجشنبه 21 اسفند 1393 :: نویسنده : محمود زارع
چهارشنبه 8 بهمن 1393 :: نویسنده : محمود زارع
دیروز غروب ساعت حدود هفت و نیم پسرم آقا سروش بهمراه مادرش و پدربزرگ و مادربزرگ خویش بقصد زیارت کربلای معلی و عتبات عالیات در کشور عراق و سوریه راهی سفر شده است . من تنها نیم ساعت فرصت داشتم تا چند نکته را متذکر ایشان شوم که آنها را نوشته و خواستم که بعد از جابجا شدن در داخل خودرو در فرصت مناسب آنرا مطالعه نماید بی مناسبت ندیدم که این توصیه نامه را که بدون حتی یکبار بازنگری و با عجله تهیه شده بود فعلا بعنوان خاطرات زندگی در این بخش قرار دهم باشد تا انشاء الله خداوند قبول فرماید و راضی باشد .
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین و سلام بر شیرمرد وفادار صحنه ایثار و مروت حضرت ابوالفضل العباس صلوات الله علیه
پسر عزیزم کربلایی سروش زارع
کلام نخست در ( معرفت ) قدر و موقعیت شناسی: بسیار خوشبختی و سعادتمندی برای من میباشد که نمردم و با چشم خویش می بینم که تنها پسرم در عنفوان جوانی در اولین سفر آفاقی بزرگ و طولانی خویش , بقصد زیارت و دیدار با آقاترین آقایان جهان هستی و شریفترین موجودات خداوندی گل سرسبد آفرینش الهی یعنی خامس آل عبا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و اعوان و انصار شریف و شهیدش , راهی دیار کربلای معلی میشود.



ادامه مطلب .....


نوع مطلب : مطالب عمومی، آثار محمود زارع ، خاطرات، 
برچسب ها : سروش، سروش زارع، کربلا، نجف، سوریه، زیارت، دعا،
لینک های مرتبط : نشستی با استاد اسحاقی+ دانلود اثری از وی بنام زمستان،

تعداد بازدید از این مطلب:
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گــــرد در و بــام دوســت پـــــرواز کنند
هر جا که دری بود به شب بر بندند
الّا در دوست را که شب باز کنند

شب - ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... چند وقتست که سر بسوی آسمان نکردی و باغ سماوات را بتفرج دیده بصیرت بتماشا ننشستی ؟! ... چرا چنین توفیقی از تو سلب شده است ؟! ... چرا همانند چارپایان پوزه در خاک همی سائی و نای آن نداری که از جاذبه زمین بکنی و سودای سربالا پیدا کنی ؟! ... چه کرده ای با خود ؟!!

 « شب را با روز، مباحثه افتاد! روز سر کشید و گفت:
من از تو برترم! بهر زیارت احبابم، و عمارت اسبابم، نفقه ی زن و فرزندم، صدقه ی خویش و پیوندم، هنگام زراعتم، بازار بضاعتم، سفره ی من نور است، و ظلمت از من دور، خوان من، آسیاب است، قرص گرم من، آفتاب.
ای شب! تو رعیّتی، و من پادشاهم، تو ستاره ای، و من ماهم. ای شب! بلال حبشی کجا و سفیدرویان رومی کجا؟!

شب گفت: ای روز! بیش از این، دعوی کسی منما، تو را حریفان روز پرستیز، مرا سرمستان مکیده ی الستند، تو را غافلان دیر خبرند و مرا عاشقان اشک ریز؛ مشتری، تکمه ی کلاه من است، و مرّیخ، دربان من، ستاره ی زهره، با من است، و فلک، ایوان من.
ای روز! اگر تو را اشعه ی آفتاب، لباس شوشتری است، مرا نیز در بناگوش، دُرّ شاهوار مشتری است.
ای روز! اگر تو را به تفاخر بزرگواری میل است، مرا شهرت خطاب مستطاب «قم اللیل» است.
اصل جمله ی سعادت ها و رواج جمله ی عبادت ها در شب خیزی و اشک ریزی است.
شب خیزی کار مردان است، و اشک ریزی، شعار سالکان و خردمندان.»

روز گفت: ای شب! مرا صورتی چون ماه است، و تو را دلی سیاه. شب گفت: ای روز! اگر من سیاهم، باکی نیست؛ جامه ی کعبه سیاه است؛ حجرالاسود سیاه است؛ مداد العلماء افضل من دماء شهداء – که زینت ادباست – سیاه است؛ اطلس که زینت خطباست، سیاه است؛ سنگ محک که عزّت صرّافان است سیاه است؛ نرگس چشم که غارتگر سرمستان است، سیاه است؛ هلیله که دوای دردمندان است، سیاه است؛ زلف و ابرو که دل می رباید، سیاه است؛
ای روز! به خود آی، و بیش از این خود مستای. وای بر کسی که روز، سرمست سرور است، و سحر در خواب غرور! نمی داند که فردا از اصحاب قبور است، و عمر را به غفلت می گذراند! *

... کوچکتر که بودم سر بهوایی ام بیشتر بود ؛ در حیاط منزل بالای نپار ( نفار**) بچیدن ستاره های باغ سموات مشغول میشدم !

برای ستاره ها شناسنامه ای شفاهی ساخته بودم ؛ نام پرنورترینش را محمود گذاشته و هماره در هر شب خط سیرش را می پاییدم ... شب غم و تنهایی دوران کودکی ام شبی بود که ابرهای شوربختی در آسمان جولان میدادند و ستاره ام را گم میکردم و ... آنقدر مشتاق چشمکش میشدم که با حرکت موج وار دستهای کوچولو سعی میکردم تا این ابرهای فراق را کنار بزنم بلکه تا روی ماه ستاره محمود را می دیدم ! ...

گاه با برادرم بر سر مالکیت ستاره های منیر , دعوی جدی ام در میگرفت ...
استدلال در پی استدلال که ؛ ...
من بزرگترم ! ... اول من آنرا دیدم و هر که اول دید ... که امان از اول ها ... ؛ که ؛
عشق اول کی ز دل بیرون شود ؟!! ...


ادامه مطلب .....


نوع مطلب : آثار محمود زارع ، خاطرات، 
برچسب ها : پرویز، محمود، شب، نیایش، سکوت، خواجه عبدالله انصاری،
لینک های مرتبط : خاطرات شخصی (72)،

پدر عزیزم سلام
آیا دوست دارید حرف های گل زندگیتان را بشنوید ؟ همان گلی را که مثل باغبان دلسوز برای او زحمت می کشید .
پدر مهربانم ! خواستم هدیه ای به شما بدهم , فکر کردم چه هدیه ای مناسب مقام و منزلت شماست ؛ دیدم بهترین هدیه , عمل به دستورات خداوند و پیشوایان دین است و می تواند بهترین چراغ هدایت زندگیمان باشد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ای پدر عزیزم ! من دختر شما هستم و رحمتی از طرف خداوند , چون پیشوایان دینمان فرموده اند : « دختر رحمت است و پسر نعمت » .
پدر بزرگوارم ! گل وجودم ؛ باغبانی شما همیشه پرطراوت و شاداب می ماند. و اگر شما در نگهداری من کوتاهی کنید خیلی زود با اذیت و آزار نااهلان پژمرده میشوید . خداوند نگهداری و آموزش معارف دینی که باعث نشاط و پاکی من می شود را به عهده شما قرار داده است. امیدوارم در این وظیفه ی الهی پیروز و سربلند باشید.

پدر عزیزم ! دوست دارم با تلاش و کوشش که در دنیا برایم انجام می دهی در آخرت هم با شما باشم؛ پس بهتر است در مسائل دینی به من کمک کنی تا زندگی بهتری داشته باشم.

یکی از حکام دینی من حجاب است و خداوند همه خیر و خوبی را در آن قرار داده است امیدوارم چشم های آلوده را از من دور کند تا در امنیت و پاکی بمانم و بهترین راهها آن است که گوهر وجودم را در چادر حجاب و حیاء قرار دهم و آن چنان که خداوند دستور داده از خودم محافظت کنم .

امیدوارم همیشه مایه ی آبرو و عزت تو باشم.
پدر عزیزم امروز روز ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر است لطفا در این روز من و زهرا را همراهی فرمایید
شهربانو زارع


ادامه مطلب .....


نوع مطلب : اهالی(مشخصات)، پیام سوربنی ها، اشخاص روستا، خاطرات، 
برچسب ها : شهربانو زارع، پرویز زارع، دختر، نامه، حجاب،
لینک های مرتبط : شهربانو کوچولوی شیرین زبان و زیرک،

شنبه 25 مرداد 1393 :: نویسنده : محمود زارع
[]




نوع مطلب : مطالب عمومی، فیلم، 
برچسب ها : امام زمان(عج)، کلیپ، ظهور،
لینک های مرتبط :

جمعه 24 مرداد 1393 :: نویسنده : محمود زارع
خلاصه جلسه هشتم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...در تفسیر سیوطی بنام درّالمنثور در توضیحی که برای آیه مشهور یعنی
« یا ایهاالرسول بلغ ما انزل علیک من ربک ... »

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

میدهد روایتی را از ابن مسعود نقل میکند که ایشان گفتند ما این آیه را در زمانی که حضرت رسول (ص) در جامه این دنیایی ظاهر بودند ( بتعبیر من ) اینگونه میخواندیم که « یا ایهاالرسول بلغ ما انزل علیک من ربک ... ان علیا ... »
... همانجا در یکی دو حدیث بالاترش بنقل صحیح میگوید که این آیه در شان و درباره حضرت مولا امیرالمومنین علی (ع) نازل شده است.

... شما کمی تامل بفرمایید که معمولا انسانها مهمترین حرف ها و وصیت هایش را موقعی که میخواهد از این نشئه و از این دنیا برود و رخت خاکی از تن بیفکند , میگوید ! ... و مهمترین امر خداوند و مهمترین وصیت پیامبر در سال آخر عمرشان , همین ولایت و سرپرستی و جانشینی حضرت علی علیه السلام بود . اصلا نبوت و رسالت پیامبر آنهم پیامبر آخر تنها با این وصیت کامل میشود !... مع الوصف فقط برای دلهایی که منحرف و شیطانی اند باز چون و چرا باقی می ماند ...

... نقش ارث بردن را از گذشتگان دست کم نگیرید. خدا نکند از منافقان و دشمنان خط رسول ارث برده باشید! بخصوص منافقان که میتوانند تا آخر هم در چهره یک دوست و یک صحابی بسیار نزدیک و در نقش یک همراه و حتی غمخوار تا آخر بمانند و تنها در زمانی که تو نیستی و نومید از حضورت بشوند آن رگ ارث برده از نفاق می جهد و نقشی برای تو میزند و تو را نسبت به پذیرش راه راست اهل چون و چرای شیطانی میکند و پذیرش ولایت مولا را برایت سنگین و دشوار می نمایاند !

... این فرصت های باقیمانده از عمر برای بازگشت و بخصوص جبران بسیار اهمیت دارد ... نمیتوانید بگویید که خوب حالا دم مرگ توبه میکنم ؛ خیر اگر فعلا با این اعتقاد هستی و به آن امید , بهتره بروید فکری بحال خود بکنید... چون خدا را که نمیتوان فریب داد ! ...

... آیه در روزی که کاروان حجاج در معیت پیامبر (ص) در حج الوداع به مکانی بنام غدیر خم رسیدند بر نبی اکرم نازل شد ... ترسی در دل پیامبر بود نوعی گرفتگی بصورتی که احساس میکرد با بیان آن در برابر مردم تنها بماند یعنی این رسالتی را که با خون دل و با آنهمه سختی و تحمل رنج و انواع مصائب تا بدینجا رسانده بود حالا با ابلاغ چنین پیامی تمامی دست آوردهای رسالت را انکار کنند ... پیامبر تمامی این احوال را بخداوند تبارک و تعالی عرضه میداشت که او خود شاهد و ناظر بود البته ... اینجا جالب است که خداوند تنها به پیامبر تضمین میدهد که ترا از شرّ مردم حفظ میکنم و نترس ... با این وصف می بینیم که در کلام حضرت باری نوعی تندی و تهدید هم استشمام میشود که ... اگر ابلاغ نکنی در آنصورت از نظر من خدا , رسالت خویش را ابلاغ نکردی و ناتمام وانهادی !

... در آخر هم میفرماید خداوند کافران را هدایت نمیکند ... یعنی عدم پذیرش ولایت امیرالمومنین علی (ع) در نزد خدا مساوی و برابر با کفر است ... بعدها می بینید که همین ولی مظلوم ترین اهل عالم است کسی که اینهمه پیش خالق کون و مکان عزیز است ... واقعا هم که دل بی علی دل نیست و جز آب و گل نیست ... تا از چه رگ و ریشه ای ارث ببرند که از طیبات ارث ببرند حب علی می آورد و تمکین ولایتش را می آورد... و عجیب است که بغض مولا تنها در دل حرامیان و قطاع الطریقان خشن است ... !

... اینکه گفتید آیا ولایت حضرت در زمانی که خود حضرت رسول (ص) حضور داشتند واجب گردید یا نه ؟!
... بله حتی بر خود پیامبر (ص) هم واجب گردید . منتها مفهوم ولایت مولا تنها در سرپرستی که حصر نمی یابد بلکه شامل اموری والاتر هم میشود ... حالا باید فهمیده باشید که راز بیم حضرت رسول (ص) در خیلی علنی کردن ... حالا باید متوجه شده باشید که اگر این دغدغه با حضرت رسول گرامی نبود چه پرده گشائی های دیگری از فضیلت مولا مینمود ... گرچه اهل دل را از تمامی رفتار و کردار رسولی که رحمه للعالمین بود در طول عمر مبارکش از آنزمانی که خود مولا نقل میفرمایند که در طفولیت همانند بچه شتری که بدنبال مادر و چسبیده بدو هماره در پی اش دوان است , مدام بدنبال پیامبر بود و با او و در راه او و لحظه ای نمیتوانست از او جدا شود ! ... راستی در این هنگامه ها و زمان ها آنهایی که بعدها بناحق خویش را وارث تمامی داشته های پیامبر جا زدند کجا بودند و چه میکردند ؟! ... آیا موحد بودند و در دین حنیف یا نه بت پرست و مشرک و مشغول قاطر خرینی و خر فروشی ؟! ...

 ... چه کسانی حالا موجب ترس پیامبر بودند ؟! اینها کیا بودند که پیامبر (ص) با آن علم الهی اش میدانست که نباید بی گدار به ب زد و باید ترسید ؟! ... قطعا در آن اجتماع بودند و همراه و از اصحاب و نزدیکان ایشان بودند ... بطور طبیعی و معقول نخستین نشانه را باید بلافاصله بعد از رحلت پیامبر(ص) جستجو کنی ! ...

چه کسانی قصد داشتند بعد رسول(ص) سفره خلافت پهن کنند ؟! مردم عادی کوچه و بازار که نبودند و پیامبر(ص) از آنها که نمیترسید ! ... ترس از همانهایی بود که معلوم شد بعد از پیامبر در زیر سقیفه اجتماع کردند و دارای اقوام و عشیره هایی بودند و برایشان مهم نبود که در راه کسب خلافت , اصل اسلام هم که میراث راستین رسول بود نابود گردد و تمامی میراث رسول پاک بهدر رود ... مادر واقعی این طفل تازه راه افتاده باید کسی باشد که ملکه صبر در حد اعلایش در دلش باشد و بدان توصیه شده باشد و این عرضه و توانایی را داشته باشد که بتواند برای حفظ اصل از خودش هم بگذرد ... بله بتواند از خود و آبرو و زن و فرزندانش هم بگذرد نه مانند بسیاری از مدعیان تدین در این زمان که بر فرض پذیرش تدین آنها می بینیم که حاضر نیستند از خودشان اندکی بگذرند و تفرعن خلقی ای که دچارش شده اند را عین دین میدانند !
... بله بتواند از حقش آنهم بزرگترین حقش که ولایت و سرپرستی است حتی اگر خار در چشم و استخون در گلویش در بیش از ربع قرن هم باشد , بگذرد !
... حالا اگر در این زمان به بعضی از آقایان کسانی بگویند برای رضای خدا بگذر کوتاه بیا , نگو , ول کن و ... حاضرند دین و مذهب و مصالح مردم فدا شود اما خودشان و باندشان بمانند و مطرح باشند و ... و کدام عقل سلیمی باور میکند که این طایفه ایمانی از سر صدق دارند ؟!!! جز اشخاصی که خداوند فضیلتی در تشخیص چنین معارفی بدانها نداده است و تنها حب و بغض های قلبی شان رهنمون آنها در صحنه های سیاسی است ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب عمومی، آثار محمود زارع ، 
برچسب ها : قرآن، سقیفه، مولا علی، تاوبل، تنزیل، سنت الهی، بنی اسراییل،
لینک های مرتبط :

[]

برای اجرای ویدئو باید برنامه ی فلش پلیر در سیستم شما نصب باشد

ضمنا میتوانید به دانلود موسیقی محلی در لینکهای زیر مراجعه نمایید :
...


همچنین استاد اسحاقی با پدر آشنا و دوست میباشند و چندین بار با هم نشست دوستانه داشته اند که محصول یکی از آن جلسات در لینک های زیر وجود دارد که میتوانید آنرا ملاحظه فرمایید :
... در تارنمای کله ونگ
... در تارنمای ساری , گاهنوشته های محمود زارع

... در گوگل سرچ کنید لینکهای زیادی خواهید دید که در وبلاگهای زیادی منتشر شد .




نوع مطلب : موسیقی محلی، 
برچسب ها : اسحاقی، گرجی محله بهشهر، موسیقی محلی،
لینک های مرتبط :

تصویر همکلاسیها در روستای سوربن
دانش آموزان اواخر دهه 40 روستای سوربن


برای مشاهده عکس در سایز اصلی روی آن کلیک کنید
اسامی عکس :
ایستاده بالا بترتیب از راست به چپ :
سپاهی دانش ( مدیر و معلم مدرسه آقای جلال خدمتگزار - ؛ آقای سیاوشی مامور و سرپرست مدارس منطقه )
دانش آموزان ایستاده از راست به چپ :
1- حسین خدری 2 - محمدرضا سیه چهره 3 - محمود زارع  4 - عین الله برانی 5 - ... ... ... 6 - ........ 7 - ........ 8 - ....... 9 - باقرعلی قاسمیان 10 - مرحوم عشقعلی باباگلی  11 - نجف طاهری ( براردهی ) 12 - گلعلی نوروزی  13 - ولی الله صفری  14 - یوسف طاهری ( براردهی )  15 - .................. 16 - مرحوم رضا بستانی


ادامه مطلب.....


نوع مطلب : اهالی(مشخصات)، عکسهای روستا، اشخاص روستا، 
برچسب ها : محمود زارع، روستای سوربن، عشقعلی باباگلی، قاسمیان،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمود زارع
[]




نوع مطلب : فیلم، 
برچسب ها : سیب، کاردستی، تفریح،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:من اولین بار یادم می آید که در روستای همجوار ما - روستای برارده - حمام خزانه ای رفته بودم. یک حمامی تا اوایل انقلاب داشت که در شیب تپه روستا پشت حیاط عمو میرزااحمد داشت که ما هفته ای یکبار میرفتم حمام و معمولا هم نهار خانه عمو میماندیم.
نمونه حمام خزانه ای در مازندران

حالا بگذریم که تا اواخر دوران ابتدایی مادر ما را بزور بحمام زنانه میبرد که این هم بجای خودش دردسر بزرگی برای من بود با همان سنی کوچکی که داشتم و می فهمیدم که دیگر نباید بحمام زنانه بروم . تک و توکی از زنهای غریبه بمادر اعتراض میکردن که این پسره دیگه گنده شده و میفهمه و ... منم واقعا رنج و عذابی داشتم ولی اجبار مادر دیگر نمیشد مجبور بودیم. بعدها بعدازظهرها همراه بابا میرفتیم حمام که دیگر از دست مادر راحت شدیم.

ساعات حمام هم باین صورت تقسیم شده بود که صبحها تا ظهر مخصوص خانمها بود و بعدازظهرها مخصوص مردها. بگذریم. غرض من شکل و هیات ساخت و نمای اغلب این حمامها بود که بخصوص در مناطق کوهستانی زیرزمینی و با اشکال طاقی شکل مدور و بسیار زیبا بود. داخل یک خزانه بزرگتر داشت و اغلب یک خزانه کوچک که برای شست و شوی قبل از غسل تدارک شده بود. ولی این بناها هم دیگر اثری از آن پیدا نمیشود و من این سالها ندیده و یا نشنیدم که این حمامها جایی هنوز روبراه باشه . این هم نمونه ای از تصویر یکی از همان بناها ... ( محمود زارع . بهار 93 )




نوع مطلب : عکسهای روستا، اماکن سوربن، خاطرات، 
برچسب ها : حمام، گرمابه، خزانه، حمام خزانه ای، برارده،
لینک های مرتبط : نان گرم محلی،

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمود زارع
ساری, گاهنوشته های محمود زارع:تا چند سال پیش در سوربن و احتمالا همین حالا در بعضی از نقاط روستایی بخصوص در مناطق دوردست تر کوهستانی زنان نان گرم و تازه را از طریق تنورهای خودساخته دستی ( بزبان محلی تندیر نامیده میشود ) که نمونه ای از نحوه ساخت آنرا در تصویر دوم می بینید پخت میکردند. بوی خاص نان گرم و تازه آنهاییکه تجربه دیدن و یا پخت آنرا دارند هنوز بمشام میرسد بخصوص نانهای کوچکی که ماها در کنار سفره خمیر مادر بنام ( کشتاگ ) آماده و با نقش زدن روی آن بهمراه مادر در سر این تنورها می پختیم . ولی این کار هم احتمالا دیگر تبدیل شده به آرزویی برای نسل جدید که شاید نتوانند چنین صحنه هایی را ببینند الا ...! ما ها هم برای آنکه هیزم سوخت آنرا تدارک کنیم و در گوشه ای از حیاط برای زمستان جمع آوری کنیم عذاب الیم ی داشتیم در کندن ساقه های گیاه پنبه در پنبه زارهای محل واقعا عذاب الیمی بود بخصوص برای ما فقراء ( محمود زارع بهار 93 )

تنور یا تندیر


ادامه مطلب .....


نوع مطلب : عکسهای روستا، مطالب عمومی، 
برچسب ها : تنور، تندیر، نان گرم، روستا،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمود زارع
لینک اصل مقاله
...
از زمانی که تقریبا مصادف بود با اواخر دوره ابتدایی از جمله اشتغالات ذهنی ام مانند اکثر نوجوانان این بود که بالاخره کی هستیم و از کجا آمده ایم و از بهر چه و به کجا میرویم و بخصوص موضوع فوق العاده چسبنده بهشت و جهنم ! که دست بدامان قصص شیرین مادر مذهبی می شدیم و باقی ماجرا.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
منتها من این اشتغالات را همینجوری وا نگذاشته بودم و از هر اتفاقی که زیاد در پیرامون و با مرور زمان میگذشت در تکاپوی ذهنی بخشی از این پرسشها را مجددا در ذهن طرح و بدنبال پاسخی قانع کننده می گشتم و بعدها بهمین سبب بود که بی اندازه بمطالعه و کتاب و قلم و دفتر علاقمند شدم که باصطلاح بصورت افراطی حتی زندگی روزمره را هم وانهاده و مورد طعن و حتی گاهی خشم اطرافیان از این علاقه مفرطی که البته مانع زندگی معمول و کسب و کار میشد ؛ واقع می شدم. عمویم میگفت همه دارند مال جمع میکنند و فلانی کتاب! و از این قبیل متلکهای البته لطیف تا طعن های بعضا سخیف آشنایان که ... بگذریم!

از میان همه مسائل مطروحه ... ؛ مسئله دین و دینداری برایم بی اندازه مهم و تعیین کننده بود. بعنوان مساله ؛ سوال ؛ پروژه یا هر چی
که میتوان نامید این موضوع را واقعا طرح و بدنبال درک درستی از ماهیت و حقیقت دین و دینداری بودم و تاکنون هم بر این سبیل البته بلطف خدای متعال هستم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : آثار محمود زارع ، 
برچسب ها : لب دوختگی، زندگی،
لینک های مرتبط : آیا واقعا متدین هستی ؟!،

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمود زارع
[]




نوع مطلب : فیلم، 
برچسب ها : مذهب، شیعه، لات،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 16 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic