میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
شنبه 16 مهر 1384 :: نویسنده : محمود زارع

     تعریف ما از روستا ( ده )

     سوربن : قبل ار بیان هرگونه مطلبی در رابطه با تعریف ده باید باین نكته اشاره كنیم كه اصولا دادن یكمحمود زارع تعریف جامع و مانع از ده ، كار چندان ساده ای نیست. تعریفی كه بتواند یك روستا را از شهر یا مناطق دیگر ممیز و مشخص نماید. 

     البته هر تعریف باید ملاكی برای خویش داشته باشد، بدینجهت به تعداد ملاك و معیارهائی كه وجود دارد، تعریف هم برای ده میتوان ارائه داد. اشكالی كه در تعریف ده بر اساس ملاكهای مختلف پیش می آید در حقیقت همان مشكل ارائه دادن یك تعریف جامع و مانع میباشد كه در فوق اشاره نموده ایم.

برای نشان دادن این اشكالات ( در نظر گرفتن ملاكهای موجود برای ارائه تعریف ده ) به بیان چند نمونه از این شاخص ها كه از دیدگاه جامعه شناسان و محققین جامعه شناسی روستائی ابراز شده است، می پردازیم و تنها به اشكال یك ملاك می پردازیم و بقیه ملاكها را تعریف اجمالی كرده و میگذریم.

     ملاك یا شاخص قرار دادن تعداد جمعیت برای تعریف ده ( ملاك جمعیتی )

     این ملاك در آمارگیریها و سرشماریهای مختلف جمعیتی مورد استفاده قرار میگیرد كه بر اساس آن مناطقی كه مكتر از 5000 نفر جمعیت دارند، " ده " نامیده میشوند.  حال بگذریم از اینكه در بعضی از نقاط عملا نمیتوانند ملاك فوق را عمومیت دهند. مثلا مناطقی بوده اند كه دارای 5000 نفر جمعیت نبوده اند و شهر محسوب شده اند. ( در سرشماری 1335 چند نقطه از جمله هشترود ؛ چاه بهار ، میناب و... با وجود اینكه دارای جمعیتی كمتر از 5000 نفر بوده اند شهر نامیده شدند. در سرشماری 1345 هم نقاطی مانند گرمسار ؛ نظنز؛ مریوان؛ نور؛ اورامانات و... شهر محسوب شدند ولی كمتر از 5000 نفر جمعیت داشتند.) اما اگر یك نقطه دارای 5001 نفر جمعیت بوده را باید شهر و نقطه دیگری كه 4999 نفر جمعیت را داشته میبایست ده نامید. آیا عاقلانه میباشد كه بخاطر یك یا دو نفر اضافه یا كمتر بودن جمعیت براحتی شهری را ده و دهی را شهر كنیم؟!

     حال از این هم بگذریم اگر در هنگام سرشماری جمعیت یك منطقه 4999 نفر بوده و بلافاصله بعد از سرشماری ( مثلا یك روز بعد ) دو نفر بجمعیت منطقه بر اثر مهاجرت و یا تولد نوزاد اضافه شده و جمعیت بشود 5001 نفر . آیا عاقلانه است كه برای اختلاف یك روز در تعریف یك منطقه اینهمه تفاوت بوجود آید، یعنی براحتی روستائی شهر محسوب شود؟!

     حال كه بدینجا رسیده ایم ، بگذارید خاطره ای را تعریف كنم كه خالی از لطف نیست، حداقل جهت تنوع و تمدد اعصاب مفید است. در بین جمعی از دوستان موضوع تعریف ده بر اساس ملاك جمعیتی بمیان آمد. گفتیم كه براساس این شاخص، ده آنجائیست كه كمتر از 5000 نفر جمعیت دارد. یكی گفت یعنی جائی كه از 5000 نفر بیشتر جمعیت دارد ، شهر محسوب میشود؟ گفتیم آری . گفت: پس با این حساب میمون ترین تولد و خوش قدمترین نوزاد ، و پربركت ترین وجود برای مردم یك روستا نوزادی است كه با تولد وی جمعیت آن منطقه 5000 نفر میشود. دیگری گفت: چگونه؟ گفت مردم آن نقطه باید به میمنت ولادت با سعادت آن نوزاد، حداقل بمدت یك هفته جشن بگیرند و سور بدهند، بواسطه اینكه با قدم گذاشتن این طفل ، كه نفر پنجهزارمی آن منطقه میباشد، یك روستا تبدیل به شهر میشود. و شهر شدن یعنی از محرومیت درآمدن، شهر شدن یعنی رفاه، شهرشدن یك منطقه یعنی از منطقه مغضوب بدرآمدن و به مكان مسعودی وارد شدن، و آنوقت مردم آن منطقه شهری میشوند، و شهری بودن یعنی شخصیت داشتن، بهداشت داشتن، تلفن و برق و بیمارستان و پارك و سینما و دانشگاه و مدرسه و... داشتن؛ شهری بودن یعنی استفاده كردن از سوبسیدهای مختلف دولت و شهری بودن یعنی روی آسفالت راه رفتن و هزاران راحتی و رفاه دیگر كه همه و همه را مدیون تولد نوزادی خواهند بود كه با پا به عرصه وجود گذاردن وی، جمعیت 5000 نفر میشود و آن منطقه هم شهر!

     ملاك نوع معیشت برای تعریف ده

     یكی دیگر از ملاكهای مورد استفاده در تعریف ده ، نوع معیشت، میباشد. خلاصه این تعریف میتواند این باشد كه : ده مكانی است كه اكثریت مردم آن فقط از طریق كشاورزی امرار معاش میكنند. در همین رابطه بد نیست قانون اصلاحات ارضی مصوب دی ماه 1340 را در تعریف ده ذكر نمائیم:

     " ده عبارت است از یك مركز جمعیت و محل سكونت و كار تعدادی خانوار كه در اراضی آن به عملیات كشاورزی اشتغال داشته و درآمد اكثریت آن از طریق كشاورزی حاصل گردد..."

     البته ملاكهای دیگری هم در تعریف ده از جانب محققین بكار گرفته شده است كه توضیح و تشریح آنرا در این مقال ضروری نمیدانیم، ملاكهائی مثل: ملاك جغرافیائی ؛ ملاك تاریخی ؛ ملاك كلی نگریستن به ویژگیهای مختلف اقتصادی و سیاسیو...

     در تتمه تعریف ده از دید ملاكهای مختلف لازم است اشاره گذرا به انواع دیگر از اجتماعات روستائی داشته باشیم كه در هیچیك از تعاریف ده ، آن شمولیت و جامعیت كه بتواند تمامی این اجتماعات را دربر گیرد، دیده نمیشود. چرا كه این اجتماعات بنوبه خود دارای معنی و مفهومی خاص خویش میباشند. اجتماعاتی مانند قریه ، مكان، مزرعه ( تابع و مستقل )

 ( محمود زارع )





نوع مطلب : روستای سوربن، مطالب عمومی، آثار محمود زارع ، 
برچسب ها : تعریف روستا، روستای سوربن، علوم اجتماعی و تعریف روستا،
لینک های مرتبط : دانلود 100 کتاب رایگان محمود زارع بخش اول، وجه تسمیه نام سوربن، ساخت طایفه ای سوربن،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic