میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا

دانلود نسخه (PDF)

سوربن(میاندرود):علی ایحال خیلی درد دل كردند و مشكلات را بیان داشتند و ما هم نوشتیم اما....! در پرسشنامه ای كهمحمود زارع برای مطالعات روستائی خودمان تهیه دیده بودیم ، سئوالاتی را پیرامون مسئله مشاركت مردم گنجانیده بودیم. مثلا ، آیا در طرحها و برنامه ها ی جهادسازندگی شركت داشته اید؟ برای جلب مشاركت بیشتر مردم چه پیش نهادی دارید؟ و... دست یابی به سئوالات فوق از این جهت برای ما اهمیت داشت كه " مسئله مشاركت مردم " در اجرای طرحها و پروژه ها یكی از هدفهای مشخص توسعه روستائی است. برنامه ای متضمن توسعه است كه مشاركت مردم را بدنبال داشته باشد؛ آنهم نه به اجبار بلكه به اختیار!

ما متاسفانه از مشاركت مردم به شیوه بسیجی ، دیدگاهی نه چندان مناسب را گاها داشتیم و حتی داریم. میرفتیم از داخل ادارات ، نهادها ، كارمندان دولت را یك روز بیكار میكردیم و با زحمات و چانه زنی های زیاد و اینكه آقا ؛ زیاد پشت میز ننشینید، بیایید در متن مردم و...و یك روز تمام آنها را بیكار از كار اداره میكردیم. آقایان حقوق خود را از بیت المال مسلمین میگرفتند، هزینه خوراك ، ایاب و ذهاب و هزاران دنگ و فنگ دیگه آنها كه در هر قدمش متحمل هزینه میشدیم و تازه روی طرحی آنها را می بردیم كه اولا آنها نه برخورد با روستائیان را بلد بودند و ثانیا نه هیچگونه آموزشی در آن كار داشتند كه كیفیت كار بالا باشد. بعد آمار میدادیم كه كاری را كه بنا بود با مثلا یك میلیون تومان تمام شود ما با نیم میلیون تومان تمام كردیم و غافل از آنكه نیم میلیون تومان مابقی و بلكه بیشترش را از جای دیگر مثل حقوق همان كارمند از بیت المال مملكت به آنها پرداخت میكردیم و در عوض آنها آن روز را در اداره نبودند و خیلی از كارها ی آنها می ماند. مضافا باینكه ما در اینجا فقط مشاركت كردیم اما روحیه مشاركت را در مردمی كه طرح برای آنها اجراء میشد ، بوجود نیاوردیم. آنها هر وقت طرحی بود كه نیاز بمشاركت داشت چشم انتظار مینی بوسهای پر از جمعیت های واكس زده و اتوكشیده و غریبه  و بعضا نه چندان بی غرض و مرض ، بودند كه بیایند و كارشان را انجام بدهند و بروند. وقتی كه ما میگوئیم " مشاركت " ؛ منظور و اصل این است كه روستائیان را از اتكاء به غیر خود برهانیم و آنها را متكی و مستقل به خود بار بیاوریم و به آنها بباورانیم كه منتظر دست غیبی نباشند ، آستین های همت را خود بالا بزنند و كارشان را خودشان بكنند. این است  معنای واقعی مشاركتی را كه متضمن معنای توسعه باشد.

     ما اگر یك روستا را بسان یك مجموعه ای نگاه كنیم كه نیروهای بالقوه و بالاستعداد فراوانی در آن در زمینه های مختلف وجود دارد، در اینجا میبایست نقش پرورش دهی استعداد های درونی روستا را داشته باشیم، تا این قوه به فعلیت درآید. مسلما اگر مثلا جهاد بگوید ؛ تو صبر كن و من بذور اصلاح شده، سم و كود و... را برایت می آورم، فلان نهاد بگوید در مورد فلان تقاضا اگر مقداری تحمل كنید؛ می آوریم و.... اینجا ما تنها نیروی پتانسیل روستا را ضعیف و متكی به غیر بار آورده ایم، بلكه به رشد، بی قواره بروكراسی و سیستم قرتاس بازی كمك نموده و در حقیقت هی ادارات را بزرگ كردیم و نیروی خلاقه روستا را برعكس ؛ كوچك! آنوقت ما با روستا و روستائیانی مواجه ایم كه بسیار متوقع و ناراحت و همیشه منتظر دیگران و همه چیزش را از غیر میخواهد. این بدترین روحیه ای است كه ضد توسعه میباشد. نیتی خیر ، كاركردی بی تعقل؛ و نتیجه ای شر! .

     خوشبختانه ؛ روستائیان ما بدلیل پایبندی به احكام شریعت  كه بیش از پیش روحیه تعاون و مشاركت را صحه گذارده ، را در حد بسیار بالائی واجدند، اما نباید با كاركردهایمان این روحیه را تضعیف كنیم.

     ما البته همین استدلالات را در نوشته هایمان به مسئولین خویش میگفتیم واسناد آن پیشنهادات را هم هنوز داریم ولی گویا آنها دستورالعملهای صادره از دفتر مركزی را بسان وحی منزل میدانستند و اصلا توجهی به این حرفا نمیكردند تا اینكه بالاخره زمانه و روزگار به آنها فهماند كه دست بردارند...!

     خیال پردازی نمی كنیم، در همین روستاهائی كه جهت تحقیق رفتیم، هر جائی كه جهاد دهستان در آنجا بیشتر كارهای عمرانی از قبیل حمام و برق و.... داشت ؛ مردم آنجا را متوقع تر و معترض تر از دیگر جاها یافتیم. هی میگفتند ، باید بیایند و مشكلات این روستا را حل كنند. هیچوقت باین فكر نمی افتادند كه آیا اصولا راهی وجود دارد كه خودشان بتوانند با انباشته كردن نیروهای فكری ، فیزیكی ، مالی خویش مشكلات را خودشان را حل كنند!

     نمیخواهم بگویم كه نباید راه ساخت ، جاده كشید و حمام درست كردو.... اما بیائیم عمران را به معنای واقعی آن دنبال كنیم. متاسفانه عمران و آبادانی را بعضا در جهت عكس معنای واقعی آن كاربرد داریم. عمران به معنای آبادانی محیط یا ساختن مدرسه ، راه ، ساختمان و حمام و.... نیست؛ بقول ابن خلدون ؛ عمران به معنای ایجاد تحول در افكار و روحیات معنی صحیح دارد. تحولی كه خلاق و سازنده باشد ، نه اینكه ما بسازیم. كار برای مردم ، با مردم  و بوسیله مردم را میتوان مشاركت نامید. ادارات بیشتر می بایت نقش سرویس دهی و آموزش را داشته باشند.

     علی ایحال ، برگردیم بر سر موضوع خودمان ، كه بحث از توسعه روستائی بود. باز این عقیده یا شاید هم این توهم و خیال دردناك بذهنم رسید كه ؛ چه توسعه ای؟!!

     آیا الگو و استراتژی توسعه داریم؟! توسعه برای كی ؟! اصلا ما از روستا چه میخواهیم؟! و منظور ما از توسعه روستائی چیست؟! چه ارگانی مستقیما دست اندركار این امر مهم است؟! البته افراد زیادی هستند كه ذهن اندركارند! اما مسئولیت با كیست؟! یقه چه كسی را باید گرفت؟! جواب اینهمه آشفته كاری و ندانم كاری با كیست؟ برنامه توسعه روستائی ازچه مقطع بوسیله چه ارگان یا وزارتخانه ای شروع شده و الآن كجای كاریم؟ دورنمای كار ما چیست؟ چه دستها یا چه عواملی مانع تحقق توسعه است؟! و... كه اینهمه سئوالات بصورت یك نمیدانم چه در آمده است و در اذهان ما علامت سوالی بزرگ را ایجاد كرده است.

     ما نیروهای بالقوه فراوانی داشتیم كه براحتی میتوانستیم در مسیر توسعه ؛ حداقل توسعه فقرزدا ؛ كه متضمن مشاركت مردم باشد، بكار گیریم و به فعلیت و بروز درآوریم. اما دیگر آنزمان خوب و ناب را براحتی از دست داده ایم و گذشت آنزمان كه آنسان گذشت...روزی ما اعتقاد داشتیم كه جهاد یعنی مشاركت همه مردم و بسیج تمامی نیروها و امكانات . اما امروز این عقیده در مرحله عمل منطقا و عقلا آیا قابل پذیرش است؟ یعنی آیا میتوان صرفا به شعار اكتفا كرد و دلخوش بود و دلخوشی داد كه بلی ، سعی كنید ، همه باهم باشیم و آنوقت جهاد آنهم در بعد سازندگی ؟! عرض كردم تنها نباید با شعار از این منطق دفاع كرد بلكه عملا باید یك باز بینی بشود كه در چه موضع ایم و تا چه حدی هم موفق.

      معنای بسیج و مشاركت مردم اولا با برنامه ریزی این یا آن شروع نشد؛ بلكه یك تكلیف دینی بود كه امام عزیزمان فرمود و اینگونه بود كه ... اما متاسفانه نتوانستیم یك جهت گیری صحیحی به این حركتهای توفنده و مشتاق و غیراجباری بدهیم كه این جهت گیری صحیح متضمن حضور مشتاقانه دائمی همان پیشكسوتان باشد، اما رسیدیم به مرحله ای كه اگر نگوئیم آن انگیزه ها دیگر نیست لااقل میتوان گفت كه كم شده است و در این شرائط دیگر ...

      البته آیه یاس نمیخوانم. اعتقاد به متن مردم و حركتهای مردمی  توده های مسلمان پیرو خط امام را عمیقا در عمق جانم دارم  اما آیا میشود صرفا با این اعتقاد نسبت به برنامه ها و طرحها و... امیدوار بود ؟!

      باید بابرنامه بود و مدیران مدبر(؟!!! ) بصورتی برنامه ریزی كنند كه ما اگر دقیقا نه ، لااقل بطور نسبی بتوانیم دورنمای روشنی از چند سال آینده را داشته باشیم.

     در پایان این گزارش لازم است كه نظراتی را درباره توسعه طرح نمائیم كه اصولا توسعه چیست؟ هدفهای آن كدامند؟ یعنی وقتی ما میگوئیم توسعه روستائی چه هدفی از بكار بردن این واژه داریم؟

      هدفهای مشخص توسعه را كه متضمن مشاركت موثر مردم باشد میتوان بشرح زیر برشمرد:

1-     بهره وری بالاتر و افزایش تولید یا رشد تولید ناخالص ملی.

2-     توزیع عادلانه یا تساوی سهم یا توزیع منافع توسعه و یا آنچه كه میتوان آنرا مشاركت مردم در منافع نامید.

3-   اشتغال كه هم وسیله و هم از جهتی هدف است، از طریق استفاده از منابع كار جهت تولید و ایجاد درآمد برای مردم و نیز حرمت بخشیدن و معنی دادن به زندگی افراد.

4-     مشاركت مردم، مانند اشتغال ، در ابعاد اجتماعی – سیاسی ، هم وسیله و هم هدف است.

5-     اعتماد به نفس.

6-     حفظ نوعی توازن بوم شناختی بین انسان و طبیعت.

7-     تفویض قدرت سیاسی.

8-     عدم تمركز قدرت اداری.

9-     تعمیق ارزشهای دموكراتیك. (( رام . سی. مالهوترا – مدیر توسعه آسیا و اقیانوسیه سازمان ملل ))

     بزبان دیگر هدفهای مشخص توسعه را از دیدگاه مالهوترا میتوان بصورت سلسله مراتبی بشكل یك هرم نشان داد كه در آن ، قاعده هرم ، حداقل نیازهای اساسی  معیشتی را تشكیل میدهد و با برآوردن آن مجموعه بالاتری از نیازهای اقتصادی – سیاسی، و در نهایت هدف كلی شكوفائی شخصیت انسان یا " توسعه همه جانبه " و آزاد شدن نیروی خلاقه كلیه افراد مطرح میشود.

     آقای ز.م.عبیدالله خان دبیر وزارت كشاورزی دولت جمهوری خلق بنگلادش توسعه را چنین تعریف میكند: توسعه عبارت است از توسعه انسان بعنوان یك فرد  و یك مو جود اجتماعی، با هدف آزادی و شكوفائی او .

     توسعه باید عامل ارضای نیازهائی باشد كه با از میان بردن فقر آغاز میشود. توسعه باید بومی و متكی بخود، یعنی هماهنگ با محیط و متكی به نیرو و توان جامعه ای باشد كه پیشبرد امر توسعه را بر عهده میگیرد. كاهش گرسنگی ، فقر ، بیكاری و نابرابری ، همگی معیارهای توسعه بشمار میروند. اما هدف توسعه بالا بردن كیفیت زندگی توده های مردم و آزاد كردن نیروهای خلاقه آنهاست.

     آقای رام . پی.یاداو؛ مدیر اجرائی مركز خدمات پروزه های كشاورزی نپال ؛ هدفهای مشخص توسعه یكپارچه روستائی را بقول خودش بطور مشخص تر بقرار زیر بیان میدارد:

1-     افزایش تولید و بهره وری

2-     تساوی و برابری در الف: دسترسی به فرصتهای كسب درآمد. ب: دسترسی به خدمات عمومی . ج: دسترسی به نهاده های تولیدی.

3-     اشتغال سودمند.

4-     اعتماد به نفس.

5-     مشاركت مردم در فرایند توسعه.

6-     توازن بوم شناختی؛ یعنی مدیریت مناسب منابع مادی چون زمین، آب و جنگلها.

     آنچه از مطالب فوق بخوبی پیداست محور بودن مسئله مشاركت مردم در نظام یكپارچه توسعه روستائی است. یعنی موفقیت یك برنامه توسعه ؛  دقیقا بستگی تام و تمام به مشاركت داوطلبانه و از روی رغبت مردم دارد. اینكه ذكر شد مشاركت داوطلبانه ؛ بدین معناست كه بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم و حتی نمیتوان تصور كرد كه بالاجبار و بدون میل و رضای مردم در مشاركت، به توسعه یكپارچه روستائی رسید. و حتی بهر موفقیت دیگر اجتماعی یا سیاسی!

(توجه فرمایید كه این گزارش مربوط به دو دهه قبل و با حال و هوای آن دوره تهیه شده است كه ما بی كم و كاست ، عین گزارش را در اینجا نقل نمودیم.)

    (( این گزارشگونه در شهریور ماه 1366 هجری شمسی واقع در منطقه دودانگه شهرستان ساری تدوین وتنظیم شده بود. آقایان علی رحیمی فرح آبادی – قربان مقصودلو – احمدی و...... در این تحقیق با ما بودند كه زیر نظراستاد ما دكترمهدی طالب از دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تحقیق مربوطه صورت پذیرفته بود.))

                                                                          محمود زارع

                                                               مازندران. ساری . سوربن

                                                             http://bahoo.blogfa.com





نوع مطلب : گزارش (سفرنامه)، آثار محمود زارع ، 
برچسب ها : سفرنامه محمود زارع، دودانگه ساری، منطقه دودانگه شهرستان ساری، محمدآباد مرکز دهستان دودانگه ساری، پاشاکلا،
لینک های مرتبط : آبگینه ساری، گزارش سفر به دودانگه ساری(قسمت اول) / محمود زارع،

دوشنبه 16 مرداد 1391 06:10 ب.ظ
به نام خدا
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و با آرزوی سلامتی روز افزون برای شما و خانواده گرامیتان من به دنبال یک تکه زمین برای سالن پرورش قارچ خود می باشم لذا می خواستم بدانم در منطقه محمد آباد دودانگه قیمت ها به چه صورتی می باشد با تشکر .من اهل بابلم هستم خدانگهدار
محمود زارعدوست گرامی شما میتوانید از اداره جهاد کشاورزی و ... همان منطقه سوال بفرمایید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات