میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
شنبه 16 مهر 1384 :: نویسنده : محمود زارع
فرهنگ ؛ آداب و رسوم

سوربن(میاندرود):این آداب و مراسم و ... بیشتر در قدیمترها وجود داشته و هر چه كه بزمان حال میرسیم محمود زارعاز دامنه و رنگ آنها كاسته شده و تا جائی پیش رفت كه دیگر حتی نشانی از بعضی از این آداب در منطقه وجود ندارد. پیشترها این باورها از تولد تا مرگ همراه مردم بوده است. البته دوستانی سوالاتی را مطرح كرده بودند كه علت اینكه وضعیت دنیای جدید و كنونی ، بستری مناسب جهت حفظ و انتقال این سنن نمیباشد چیست؟ آیا اصلا ضرورتی دارد یا خیر؟ مهم این نیست كه جنبه ارزشی آنرا بحث كنیم ، فقط ریشه یابی این مسئله مهم است؟ آیا چون ارزشهای مقبول اخلاقی نیستند بدست فراموشی سپرده شده اند؟ اگر چنین باشد چه شرائط فرهنگی و فرهنگ اخلاقی جدیدی را جایگزین كرده اند؟ آیا ریشه مادی دارند؟ آیا علم علت است یا تكنولوژی؟ حداقل اهمیت موضوع تحقیق در این خصوص این میتواند باشد كه میتوانیم شناختی جامع از فرهنگ نیاكان خویش داشته باشیم و اگر بپذیریم كه فرهنگ گذشته ، تصویرگر وضعیت آینده است ؛ لااقل در ریشه یابی این مسائل میتواند مفید باشد.

     بعض از باورهای منطقه :

     چشم زخم  فردی كه چشم آن باعث چشم زخم میشود و باصطلاح چشمان شوری دارد، چنانچه از كسی یا چیزی تعریف كند ، مخاطب تعریف نگران گشته و برای دفع چشم زخم ، مقداری اسفند دود میكند و با خواندن ادعیه ای از خداوند خواهان رفع چشم زخم یا نظر بد او میشوند . قدیمی تر ها در حین ریختن اسفند داخل آتش میگفتند چشم فلانی كور و....!

     دعا نویسی – وقتی معمولا از پزشك و دارو و درمان ناامید میشوند ؛ بعضیها نزد دعانویس رفته و دعا نوشته ای را میگیرند و بگردن می بندند یا طبق دستور دعانویس اقداماتی را انجام میدهند.


     جن و پری -  اعتقاداتی مبنی بر اینكه جن و پری و بچه های آنان در روزها یا شبهای یا غروبهای بخصوصی باعث زیان و ضرر و ضربت زدن بچه های آنان میشوند،  دارند. این موضوع ریشه مذهبی دارد . مثلا در حلیه المتقین مجلسی این موضوع بصراحت درج شده است. مثلا آب گرم را بدون بسم الله گفتن نمی ریزند و اعتقاد دارند كه روی بچه های جن ریخته نشود تا بسوزند و برای تلافی آنها مجبور شوند اذیت كنند و معمولا معتقدند نوع ضربت زدن جن بصورت دیوانگی در بچه های انسانها پیدا میشود.

     دعای باران یا آفتاب – این هم از جمله مراسمی بود كه اجرا میشد. وقتی آسمان در طول مدت زیادی باران نمی بارید، و یا حتی بالعكس موقعی كه در اثر زیادی بارش باران مردم باصطلاح بستوه می آمدند. مراسمی را با اشكال خاصی برگزار میكردند. یك نمونه آنرا خود من در ایام طفولیتم شاهد بودم كه تعدادی از مردم كیسه ای را گرفته بودند و چوبهائی در دست داشتند و چیزهائی هم روی چوبها نصب كرده بودند و با خواندن اشعاری كه باصطلاح ترجیع بند آن " آفتاب  بیا " بود ، بخانه سر میزدند و برنج و تخم مرغ و... میگرفتند و طی مراسمی از آن غذا درست كرده و توزیع میكردند و...!

     سمنو پزان – قدیمترها بیشتر سمنو درست میكردند. سمنوهای بسیار خوشمزه ای هم بود. برای پخت سمنو مردم آدابی را داشتند. نوعی قداست در امر تهیه سمنو وجود داشت و معتقد بودند كه فرد ناپاكی نباید به سمنو نظر كند یا سر دیگ سمنو حاضر شود و بشدت هم این موضوع را مراعات میكردند و وسوسه زیادی هم داشتند. باز خود اینجانب شاهد چند مراسم در این خصوص حتی در خانواده خود بوده ام.

     دانه های انار ؛ را محترم میشمردند و میگفتند كه انار چون از میوه های بهشتی است پس حرمت دارد و لذا دانه های انار چنانچه بزمین میریخت انها را دور نمی ریختند و جمع كرده و مصرف میكردند. حتی شعری و ضرب المثلی را هم بعضیها ساخته بودند باینكه ( شبیه به این بیت ) : وقتی افتاد انار؛ حتما آنرا بردار / وقتی افتاد انگور ؛ لگد بزن برود بگور. منظور از این ضرب المثل همان بیان قداست دانه های انار، البته در مقایسه با انگور بوده است.

     ریزه های نان ؛ را هم بر همین طریق بسیار محترم میشمردند و آنرا از جمله بركتهای خاص خداوند میشمردند. این باور حتی هنوز هم با همان عمق تا حدود زیادی وجود دارد . بصورتی كه هیچ كسی بخود اجازه نمیدهد كه عمدا روی نان و یا خرده نان لگد نماید. عمق حرمت گذاری به نان در حدی بود كه آنرا با چاقو نمی بریدند و حتی با گاز زدن و جدا كردن نان از طریق گاز زدن هم ممانعت میكردند.

     بانگ مرغ ؛ را شوم میدانستند . منظور مرغ بوده نه خروس. هنگامی كه مرغی بانگ میزد ، معمولا آن مرغ را ذبح میكردند و بعضیها هم میرفتند و پیش دعانویس دعا میگرفتند.

     مادرامه ؛ در هنگام سال تحویل فردی خوش قدمتر از اقوام و خانواده را با این عنوان انتخاب میكردند. این فرد می بایست قبل از تحویل سال نو به بیرون از خانه میرفت و بمحض تحویل سال نو ، او تنها اولین نفری باشد كه قدم در داخل خانه و اتاق میگذاشت. چنانچه در آن سال زندگی و بویژه وضعیت مالی و معاش آنها رونق بیشتری میگرفت ، بیشتر به خوش قدمی همین مادرامه مرتبط میدانستند.

     شهاب دیدن ؛ در آسمان هم خود داستان جالبی داشت. بدینصورت كه بعضیها باور داشتند كه چنانچه هنگامی یك فرد بتواند در زمان طلوع و غروب یك شهابسنگ در آسمان سه (3 ) صلوات پی در پی بفرستد ، آنوقت هر آرزوئی را بنماید ، برآورده میشود. اما معمولا سرعت شهابسنگ در طلوع و غروب بسیار سریع بوده است و كمتر میتوانستند باین امر توفیق یابند. خود من در ایام كودكی چندین بار این كار را آزمون كرده بودم.

     وجب كردن ؛ قد افراد را خوب نمیدانستند،  و معمولا نمی گذاشتند كه برای مقایسه یا تعیین قد كسی او را با وجب اندازه گیری كنند.

     پریدن چشم ؛ را نشانه آمدن مهمان میگرفتند و وقتی چشم كسی پی در پی باصطلاح می پرید ، منتظر بود كه مهمانی بر آنها وارد شود.

     ردیف شدن استكان ، را هم بر همین سیاق نشانه آمدن مهمان میگرفتند. وقتی بطور تصادفی در هنگام خوردن چای ، استكانها رج و ردیف قرار میگرفتند، این حرف را میزدند.

     دندان را كه می كندند ، حتما آنرا به پشت بام می انداختند و بهیچ وجه آنرا در زمین نمی انداختند.

     شیر مادر را روی زمین نمی ریختند و بواسطه قداستی كه برای شیر مادر قائل بودند سعی داشتند كه بزمین نریزد.

     دست بزرگ رانشانه بركت و بالعكس پای بزرگ را نشانه نكبت فرد میگرفتند.

     عطسه كردن و صبر كردن؛ چنانچه مشغول كاری بودند و در همان حین عطسه ای می آمد ، حتما مقداری صبر میكردند و بعد به كار مزبور ادامه میدادند.

     برخورد با سگ ، را در اولین زمان صبح كه از خانه بسمت كاری به بیرون میرفتند ، بفال بد میگرفتند. و احتمال میدادند كه در آنروز گرفتاری یا دعوا یا ... برای او پیش بیاید.

     موی سر را كه میتراشیدند ، حتما آنرا جمع میكردند و معتقد بودند كه نباید پا روی آن گذاشت ، چون موجب سردرد و امثالهم میگردد.

     بوسیدن پشت گردن را روا نمیدانستند زیرا آنرا باعث قهر كردن افراد میدانستند.

     خال دست را نشانه حاجی شدن فرد میگرفتند. و میگفتند كه هركه دارد خال دست؛ آن نشانه مكه است!

     خال پا را هم بر همین سبیل نشانه كربلائی شدن فرد میدانستند. هر كه دارد خال پا آن نشانه كربلاست.

     خال رو را هم نشانه آبرو میدانستند. هر كه دارد خال رو ، آن نشانه آبروست.

     آب پاشیدن پشت سر مسافر ؛ را اكثرا باعث زود و سالم برگشتن مسافر میدانستند. بعضی موقع هم داخل كاسه آب مقداری برنج میریختند و پشت سر مسافر میریختند.

     چاقو یا یك تكه آهن تیز را در كنار و زیر بالش زن زائو قرار میدادند و معتقد بودند كه باعث فراری آل میشود.

     قفل در را كه معمولا بشكل زنجیری بود ، آب میكشیدند و به فردی كه از چیزی ترسیده بود میخوراندند و معتقد بودند كه بدینطریق ترس او ریخته میشود.

     ته دیگ را در یك عروسی اگر پسری میخورد ، میگفتند كه در روز عروسی این پسر حتما باران میبارد.

     ماه نو را اگر زن حامله نگاه كند ؛ شاید صورت بچه اش لكه دار شود. در همین باره وقتی حتی دیگران هم به ماه نو نگاه میكردند توصیه میشد كه صورت خود را بشویند.

 

    بعضی از خیرخواهی ها در تعارفات

 

     عروسی پسر یا دخترت را بخوریم. منظور غذای عروسی را خوردن است. این دعا معمولا در پایان صرف غذا در هنگام مهمانی ها یا در هنگام دعوت بخوردن غذا از سوی مدعو بیان میشد.

     سوغات مكه یا كربلا را بخوریم. این دعا هم معمولا در مهمانیها یا هنگام دعوت برای خوردن بیشتر تنقلات بیان میشود. سوغات اماكن متبركه را معملا از مشهد و كربلا و مكه و... میگفتند و الآن هم موارد دیگه ای را هم بدانها افزوده اند.

     مالداری بركت؛ این دعا را معمولا هنگامی كه با یك دامدار برخورد میكردند كه مشغول چرای دام است میگفتند.

     حق به حقدار برسد ؛ این دعا و امثالهم مثل ای روز رسان بی منت ، شكرت! را معمولا پس از خوردن غذا بویژه در مهمانیها میگفتند.

     فاتحه نثار اموات صاحبخانه و جمع را معمولا هنگامیكه در خانه ای مهمان بودند و صاحبخانه مرده ای را داشته باشد ، میخوانند.

     نفرین ها و فحشها

 

     دختر گیس بریده ، این نفرین را به دختران در هنگام شیطنت میگفتند.

     جوانمرگ شده ، اینم از نفرینهائی بود كه به بچه ها بیشتر میگفتند.

     الهی یكدفعه زمین بخوری و پا نشی ؛ این نفرین هم در هنگام خشم زیاد به بچه ها میگفتند.

     سرطان بگیری ؛ بدلیل لاعلاج بودن سرطان و سخت و وحشتناك بودن آن در زمانی شایع شده بود.

     الهی از جوانیت خیر نبینی ، این نفرین هم به فرد جوان ظالم گفته میشد.

     الهی به درد بی درمان دچار شوی

 

     لطیفه ها و ضرب المثلها

 

     اغلب این ضرب المثلها را من از مرحوم پدر( مرحوم احمد زارع ) كه بمناسبتهای مختلف میگفتند بیاد دارم. كه تعدادی از آنها را ذیلا ذكر میكنم.

 

     از چاه درآمد و افتاد توی چاله

     با زوزه سگ و شغال هوا بارانی نمیشود.

     عروس شیردوش نیست، میگوید زمین تپه چاله دارد.

     به گربه گفتند مدفوعت دواست، گربه گفت مدفوعم مروارید است.

     سنگ بزرگ گرفتن علامت نزدن است.

     مرغی كه انجیر میخوره نوكش كجه.

     توله سگ دله ببركش نمیشود.

     هركس را داخل قبر خودش میگذارند.

     نخود هر آشه.

     به در میزد كه دیوار بشنود.

     دیگ به ماهیتابه میگه؛ رویت سیاه است.

     دزد ندیده پادشاه است.

     آنقدر مار خورده كه افعی شده.

     آفتاب همیشه پشت ابر نمیماند.

     جانماز آب نكش.

     ستون بستون فرج است.

     هرچیز از نازكی پاره میشود، مرد از گردن كلفتی.

     هر سربالئی یك سرازیری دارد.

     بخت كه برگردد فالوده دندان میشكند.

     آبرو كه آب دوغ نیست.

     اموالت را حفظ كن ، همسایه را دزد مكن.

     من میگویم نر است تو میگوئی بدوش!

     موش بسوراخ نمیرفت جارو هم بدمش می بست.

     یارو را بده راه نمیدهند سراغ خانه كدخدا را میگیرد.

     كارنكرده را بسر كار مبر، نون میخورد و كار نمیكند.

     سگ زرد برادر شغال است.

     مثل اینكه فلانی مهره مار دارد.

     ترشی فروخته و پولش را گم كرده.

     در دیزی باز شد حیای گربه كجا رفت.

     یكی یك دانه یا خل میشه یا دیوانه.

     برادران جنگ كنند و ابلهان باور!

     سر باشد ، كلاه بسیار است.

     زمستان رفت و روسیاهی بهذغال ماند.

     شترسواری دولا دولا نداره.

     تا گوساله گاو گردد، دل صاحبش آب گردد.

     دانا به یك اشاره ، نادان با تبر!

     اسب پیشكش را دندان نمیشمارند.

     خدا خر را شناخته بود كه باو دندان نداد.

     اگر دستش بجائی میرسید، روزی صدتا چشم درمی آورد.

     با یك دست یك هندوانه میشه برداشت.

     كاری بكن بهر ثواب نه سیخ بسوزه نه كباب.

     تقصیر گاو را از سر گوساله در میآورند.

                                                 محمود زارع ....





نوع مطلب : روستای سوربن، مطالب عمومی، آثار محمود زارع ، 
برچسب ها : خرده فرهنگ، آداب و رسوم روستای سوربن، محمود زارع،
لینک های مرتبط : آبگینه ساری, محمود زارع،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic