میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : محمود زارع
حسن بشیرنژاد،
دکتر در زبان شناسی


۱ ـ مقدمه :
مازندرانی یکی از زبانهای محلی در شمال کشورمان است که بنا به ادعای برخی نویسندگان علاوه بر شهرهای مازندران کنونی ، در مناطقی از شهمیرزاد ، فیروزکوه ، دماوند ، لواسانات و مناطق شمالی کوههای امامزاده و طالقان هم با لهجه های متنوع کاربرد دارد .

این زبان که از دیرباز در سرزمین باستانی ( مازندران کنونی ) رایج بوده است ، آثار ادبی قابل توجهی دارد که در آثار و نوشته های مورخان و نویسندگان به آنها اشاره شده است . در سالهای اخیر به سبب گرایش گویشوران این زبان به فارسی ـ که خود نتیجه ی برخی تحولات سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی در جامعه ی ماست ـ هر روزه شاهد کاهش تعداد گویشوران این زبان و میزان کاربرد آن در حوزه های مختلف هستیم و با ادامه ی این روند ، بیم آن می رود که این زبان برای همیشه به دست فراموشی سپرده شود . به منظور کسب آگاهی های بیشتر از وضعیت این زبان ، کاربرد آن در کنار زبان فارسی در بخشی از جامعه ی زبانی مازندرانی در شهرستان آمل ، مورد بررسی قرار گرفته است تا از این طریق دورنمایی از آینده ی این زبان را در منطقه به دست دهد .

 از اینرو پاسخ های پرسش شوندگان در حدود ۳۸ پرسش ، در زمینه ی کاربرد دو زبان فارسی و مازندرانی در حوزه ها و موقعیت های مختلف ، مانند خانواده ، مدرسه ، کوچه و بازار نقش برخی عوامل اجتماعی ، مانند سن ، جنسیت ، شهر نشینی و طبقه اجتماعی در کاربرد هر یک از دو زبان و نیز دیدگاه ها و نگرش های افراد نسبت به دو زبان و آینده ی آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .

 در این بررسی ، دانش آموزان و معلمان دوره ی متوسطه شهرستان آمل در سال تحصیلی ۷۹ ـ ۱۳۷۸ به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شده اند . ۳۰۰ دانش آموز ( ۱۵۰ دختر و ۱۵۰ پسر ) و ۹۰ معلم ( ۴۵ مرد و ۴۵ زن ) از ۶ دبیرستان مختلف ( ۳ دبیرستان دخترانه و ۳ دبیرستان پسرانه ) برای تکمیل پرسش نامه ها انتخاب شدند . دبیرستانها از نقاط مختلف شهر انتخاب شدند تا همه ی گروهها و طبقات را در بر داشته باشد . اما انتخاب دانش آموزان و معلمان در هر مدرسه به روش تصادفی صورت گرفته است .


۲ ـ حفظ یا تغییر زبان و عوامل موثر در آن
بررسی گوناگونی های زبانی نشان می دهد که عوامل اجتماعی نه تنها سبب بوجود آمدن تفاوتهای زبانی میان گویشوران یک جامعه ی زبانی در یک مقطع زمانی معین می گردد ، بلکه در روند تحولات تاریخی زبان در بلند مدت نیز نقش دارند و این عوامل ممکن است در یک جامعه ی دو زبانه ، موجب انتخاب و کاربرد یک زبان یا لهجه در موقعیت ها و حوزه های معین و در نتیجه طرد یا حذف زبان یا لهجه دیگر شود . این حالت را در اصطلاح « تغییر زبان » ( languqge shift )  می نامند ......
 اصولاً « حفظ » یا « نگهداری » زبان در جامعه ی دو یا چند زبانه مفهوم پیدا می کند ، چرا که اصطلاح حفظ زبان در مورد اعضای جامعه ای که فقط یک زبان می دانند و زبانی دیگری هم نمی آموزند ، معنایی ندارد .....

چنانکه می دانیم زبانی که افراد در یک جامعه ی دو زبانه به کار می برند ، ممکن است همان زبان مادری آنها نباشد . در بررسی روند تغییر زبان ممکن است یکی از این دو یعنی کاربرد زبان یا زبان مادری افراد ملاک قرار گیرد و نتایج حاصل از این دو نوع بررسی الزاماً یکسان نخواهد بود ، چرا که تعداد گویشوران بومی یک زبان با تعداد افرادی که عملاً از زبان در موقعیت های مختلف استفاده می کنند برابر نیست . کرک ( kirk )  اشاره می کند که در کشورهایی که یک فرآیند تغییر زبان از زبان محلی به زبان ملی در جریان است ، چنانچه تعداد گویشوران بومی زبان محلی را ملاک بررسی قرار دهیم ، فرآیند تغییر نسبت به زمانی که میزان کاربرد آن زبان محلی ، مبنای بررسی است ، پیشرفت کمتری را نشان می دهد ، زیرا بسیاری از استفاده کنندگان زبان ملی ممکن است زبان مادریشان همان زبان محلی باشد .

 تغییر زبان یک فرآیند جمعی است که در طی نسلها اتفاق می افتد و به ندرت پیش می آید که یک فرد تنها در طول زندگی اش استفاده از یک زبان را به طور کلی کنار گذاشته ، به زبان دیگر روی آورد . لیبرسن ( lieberson ) بیان می دارد که تمامی موارد تغییر زبان در بین دو نسل مختلف اتفاق می افتد ، به این معنی که یک نسل دو زبانه ، یکی از دو زبان را بر حسب شرایط موجود به نسل بعد منتقل می کند . ....

بعنوان نمونه گل ( gal ) برای مشاهده ی کاربرد زبان های آلمانی و مجاری در منطقه دو زبانه اوبروارت ( oberwart ) اتریش مدت یک سال را در یک خانواده بومی گذراند و دیگران نیز همین مدت و یا حتی زمانی طولانی تر در بین مردم یک منطقه زندگی کردند ، تا به مشاهده ی روند کاربرد یک زبان و در نهایت فرآیند تغییر آن در جامعه بپردازند ....

در حالی که یک زبان معتبرتر در مکان های رسمی تر ، مانند مراکز آموزشی به کار می رود . در این شیوه از بررسی ، با استفاده از پرسش نامه یا مصاحبه با اشخاص در مورد کاربرد زبان در موقعیت های گوناگون با مخاطبان مختلف و در مورد موضوعات متفاوت سوال می شود و جواب های به دست آمده ، مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار می گیرد .


۳ ـ پژوهش های پیشین
مدت زمان زیادی از پیدایش رشته ای با نام « جامعه شناسی زبان » و یا « زبان شناسی اجتماعی » نمی گذرد و تنها از همین چهار یا پنج دهه ی پیش به تدریج اصول و مبانی نظری این شاخه از مطالعات زبانی و تدوین و مطالعات و تحقیقات عملی در این زمینه آغاز شد . از این رو مطالعات انجام شده در زمینه ی حفظ و تغییر زبان نیز ـ که شاخه ای از مطالعات اجتماعی زبان است ـ قدمت و وسعت چندانی ندارد ......

 بنابراین آنچه در این تحقیق بررسی می شود ، ( تاثیر عوامل اجتماعی بر کاربرد و جایگاه زبان در یک جامعه ی دو زبانه ) توجه اندکی را به خود جلب کرده است و از میان آثار موجود در کشورمان پژوهش ذوالفقاری ( ۱۳۷۶ ) به ظاهر اولین و تنها اثری است که به این مهم توجه نشان داده است .......

پیامدهای نظری پژوهش های انجام شده
با وجود همه پیچیدگی هایی که فرآیند حفظ یا تغییر زبان ممکن است داشته باشد و با وجود تنوع و گوناگونی عواملی که در این فرآیند می توانند تاثیر گذار باشند ، از مجموع پژوهش های صورت گرفته تعمیم هایی را در این زمینه می توان مطرح کرد . یک پیش شرط اساسی برای تغییر زبان وجود یک جامعه دو زبانه است ، اما حفظ زبان فرانسه در جامعه ی دو زبانه مونترال در کانادا نشان می دهد که این شرط به تنهایی نمی تواند برای تغییر زبان کافی باشد ....

در اغلب تغییر زبان ها این زبان گروه کوچک تر است که جای خود را به زبان گروه بزرگتر می دهد و علاوه بر آن گروه بزرگ تر معمولاً از قدرت سیاسی و اقتصادی بیشتری نسبت به گروه کوچک تر برخوردار است ، اما چنانکه در مواردی از تغییر زبان دیده می شود ، گروه کوچکتر با وجود فراهم بودن این شرایط برای سالها زبان خود را حفظ کرده است ، این تغییر زبان دقیقاً زمانی شروع شد که افراد گروه کوچک تر حاضر شدند از هویت خود به عنوان یک گروه اجتماعی ـ فرهنگی مستقل دست بکشند و به عضویت گروه بزرگتر درآیند .

 این مسئله اگرچه خود مقدمه ای برای تغییر زبان است ، اما عامل تغییر زبان نیست ، بلکه معلول برخی عوامل و شرایط اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی حاکم بر محیط است . به ظاهر یکی از مهمترین عواملی که باعث می شود افراد ، پای بندی به ارزش های گروهی و قومی را از دست دهند ، همان از دست دادن استقلال اقتصادی است .....

 اگر در آنجا مدارس فرانسه زبان وجود نداشت و همه کودکان فرانسه زبان مجبور بودند در مدارس انگلیسی زبان تحصیل کنند ، شاید به جای حفظ زبان فرانسه موردی از تغییر زبان را شاهد بودیم . در واقع آموزش زبان برتر به فرزندان در محیط خانواده را باید از نشانه های تغییر زبان دانست ، نه از عوامل آن ، چرا که این امر تحت تاثیر عواملی صورت می گیرد که در بیرون از خانه یعنی در جامعه حاضرند .

اگرچه ما نمی توانیم پیش بینی کنیم که چه عواملی و در کدام جامعه و در چه زمانی موجب حذف یک زبان و جایگزین شدن زبان دیگر می شوند ، اما دیتمار  به دو نکته اساسی در این زمینه اشاره می کند : نکته اول اینکه زبانی که در خانواده به کار نمی رود ، نسبت به زبانی که در خانواده کاربرد دارد ، شانس کمتری برای بقا دارد . نکته دوم اینکه اگر در یک جامعه ی دو زبانه ، افراد آن دو زبانه نا هم پایه باشند ، احتمال وقوع تغییر زبان بیش از جامعه ای است که افراد آن دو زبان هم پایه هستند . این مطلب به نوعی تأیید کننده ی همان مورد اول است ، چرا که دو زبانه های نا هم پایه معمولاً هر دو زبان را در حوزه های خانواده می آموزند و این به معنی وارد شدن یک زبان جدید در حوزه ی کاربردی زبان سنتی است .


۴ ـ تجزیه و تحلیل داده ها
آنچه در این تحقیق بررسی می شود وضعیت کاربردی دو زبان فارسی و مازندرانی در میان دانش آموزان و معلمان دوره ی متوسطه در شهر آمل است . انتخاب و کاربرد یک زبان در یک جامعه دو زبانه تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد و یک فرد ممکن است بر حسب مکان ، موقعیت ، مخاطب و یا حتی موضوع صحبت در طول شبانه روز به تناوب از دو زبان استفاده کند . علاوه بر آن برخی مشخصه های فردی و عوامل اجتماعی ، مانند سن ، شغل ، تحصیلات ، طبقه بندی اجتماعی و محل زندگی نیز می توانند در انتخاب زبان موثر باشند .

 بنابراین کاربرد زبان یک مسئله ی کلی است که برای بررسی آن باید همه موقعیت ها و عوامل را درنظر گرفت و یکی از رایج ترین روشها برای بررسی این موضوع که از سوی جامعه شناسان زبان پیشنهاد شده است روش تحلیل حوزه ای است که برای اولین بار از سوی فیشمن در سال ۱۹۶۶ به کار گرفته شد . در این شیوه با استفاده از پرسش نامه یا مصاحبه در مورد کاربرد زبان در موقعیتهای گوناگون و با مخاطبان مختلف در مورد موضوعات متفاوت پرسش می شود و پاسخ هایی به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد . این پژوهش شامل ۳۸ پرسش است .

 قبل از پرسش های اصلی که به کاربرد دو زبان در حوزه های گوناگون می پردازند ، یک سری پرسش ها به اطلاعاتی نظیر سن پرسش شوندگان ، محل تولد و زندگی ، سن ، شغل و تحصیلات والدین آنها اختصاص یافته است . در قسمت پایانی نیز پرسش هایی وجود دارد که به دیدگاهها ، نگرش و قضاوت افراد درباره ی دو زبان و آینده آنها مربوط می شود .

۴ ـ ۱ ـ مشخصات پرسش شوندگان
پرسش شوندگان در دو گروه سنی مختلف قرار دارند : گروه اول معلمان مرد و زن دوره ی متوسطه اند که بین ۲۹ تا ۴۷ سال سن دارند و میانگین سن آنها ۵/۳۵ سال می باشد . این گروه دارای تحصیلات در حد کارشناسی ( و عده ای معدود بالاتر ) در رشته های مختلف می باشند و میانگین تعداد افراد خانوارشان ۸/۳ نفر است . ۶۳% از این معلمان در روستا و ۳۶% در شهر به دنیا آمده اند . حدود ۲۷% آنها در زمان پژوهش در روستا و ۳۷% در شهر زندگی کرده ، همسران ۴۹% از آنها کارمند می باشند .

گروه دوم دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه هستند که بین ۱۴ تا ۱۸ سال سن دارند و میانگین سن آن ها ۹/۱۵ سال است . این گروه دانش آموزان به تناسب از دو جنس و رشته ها و پایه های مختلف انتخاب شده اند .

میانگین تعداد افراد خانوار در این گروه ۷/۵ نفر ، میانگین سن پدران آنها ۸/۴۵ سال و میانگین سن مادران آن ها ۴/۳۹ سال می باشد . ۳۷% از این دانش آموزان در روستا متولد شده اند و ۶۳% بقیه در شهر به دنیا آمده اند . ۲۷% از آنها اکنون در روستا و بقیه ۷۳% در شهر سکونت دارند ......

۴ ـ ۲ ـ کاربرد فارسی و مازندرانی در حوزه های مختلف
برای بررسی کاربرد دو زبان سه حوزه ی عمده ، یعنی خانواده ، مدرسه و کوچه و بازار در نظر گرفته شده است . در واقع این حوزه ها را مکان و مخاطبان آن مشخص می کنند . در حوزه ی خانواده مخاطبان می توانند اعضای خانواده یا افراد فامیل باشند . در حوزه ی مدرسه مخاطبان معلمان ، دانش آموزان و مستخدمان مدرسه هستند .

 هر مکانی غیر از خانه و مدرسه را حوزه ی کوچه و بازار تلقی می کنیم که خود یک حوزه ی وسیع و گسترده است . مخاطبان این حوزه افراد مختلفی می توانند باشند که فرد در زندگی روزمره خود با آنها سر و کار دارد . چنان که می دانیم حوزه ها علاوه بر مکان و مخاطب به موضوع خاصی می توانند مربوط باشند . در این جا حوزه ی مذهب ، هنر و سرگرمی نیز در نظر گرفته شده است که مسائلی نظیر دعا ، نیایش ، موسیقی و هنر و سرگرمی ها را در بر می گیرد . این حوزه معمولاً مخاطب خاصی ندارد و انتخاب زبان در آن به علایق و تمابلات فرد بر می گردد .

۴ـ۲ـ۱ حوزه ی خانواده
شکی نیست که خانواده اولین و مهم ترین مکان برای زبان آموزی است و زبانی که ما آن را زبان مادری یا زبان اول فرد می نامیم سال های اولیه ی زندگی در این محیط شکل می گیرد . انتظار بر این است که زبانی که فرزندان در خانواده می آموزند ، همان زبانی باشد که پدر ، مادر و دیگر اعضای خانواده به وسیله آن با یکدیگر ارتباط  برقرار می کنند ، با وجود این ممکن است برخی از والدین بر حسب توانایی ها و شرایط موجود تصمیم بگیرند که زبانی غیر از زبان خودشان را به فرزندان بیاموزند و در نتیجه اعضای یک خانواده در یک دوره زمانی خاص به جای یک زبان از دو زبان متفاوت برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده کنند .

 حرکتی که در طی چند سال گذشته در جهت آموزش زبان فارسی به فرزندان در بسیاری از خانواده های مازندرانی آغاز شده ، منجر به پیدایش چنین وضعی شده است . با وجود آن که امروزه در بسیاری از خانواده های مازندرانی دو زبان فارسی و مازندرانی در کنار یکدیگر به کار می روند ، اما میزان کاربرد هر یک از دو زبان از خانواده ای به خانواده دیگر نیز در یک خانواده ی واحد بسته به طرفین گفتگو متفاوت است .

 برای آگاهی از میزان کاربرد این دو زبان در حوزه ی خانواده از افراد گروه دوم ( دانش آموزان ) در مورد زبانی که بوسیله ی آن با والدین ، برادر ، خواهر کوچک تر ، پدر بزرگ یا مادر بزرگ و بچه های فامیل ارتباط برقرار می کنند پرسش شد . ۳۷% از دانش آموزان پرش شونده گفته اند که با والدینشان به زبان فارسی صحبت می کنند ، در حالی که تنها ۴% والدین با همدیگر فارسی حرف می زنند و ۹۶% بقیه به زبان مازندرانی با یکدیگر گفتگو می کنند .

از طرف دیگر ۶۳% از این دانش آموزان گفته اند که با برادر یا خواهر کوچک ترشان به زبان فارسی صحبت می  کنند . هم چنین ۳۳% آنها با پدر بزرگ و مادر بزرگشان و ۶۳% آنها با بچه های فامیل و اقوام به زبان فارسی صحبت می کنند

این ارقام نشان می دهند که با ثابت بودن دانش آموزان به عنوان یکی از مخاطبان ، سن مخاطب دوم در حوزه ی خانواده در تعیین زبان موثر است . کمترین میزان کاربرد زبان فارسی به وسیله دانش آموزان در ارتباط با پدر بزرگ هاست و بیشترین میزان در ارتباط با افراد کوچک تر از خودشان در خانواده است .

اینکه ۶۳% از دانش آموزان با برادر یا خواهر کوچک ترشان فارسی صحبت می کنند و در مقابل ۳۷% از آنها با والدینشان فارسی حرف می  زنند حکایت از آن دارد که درصد افراد فارس زبان در گروههای سنی پایین تر درخانواده بیش از همین درصد در بین دانش آموزان است و این بدین معنی است که با گذشت زمان مسئله ی آموزش زبان فارسی به فرزندان از سوی والدین رواج بیشتری می یابد .

 داده های گردآوری شده از معلمان شواهدی برای این ادعا باید به دست دهد . حدود ۱۳% از معلمان گفته اند که در دوران کودکی با والدینشان به زبان فارسی صحبت می کردند و با توجه به میانگین سن افراد این گروه ( معلمان ) می توان گفت که دوره ی جوانی آنها به حدود دو دهه ی قبل بر می گردد ، بنابراین از آن زمان تاکنون درصد جوانان فارس زبان در خانواده تقریباً سه برابر شده است ، یعنی از ۱۳% به ۳۷% رسیده است .

از طرف دیگر درصد ناچیزی از معلمان ( حدود ۱% ) گفته اند که والدینشان با همدیگر به زبان فارسی صحبت می کرده و یا می کنند . ۱۴% از این معلمان در حال حاضر با همسران خود فارسی صحبت می کنند و ۲% آنها با افراد بزرگسال فامیل و ۹۲% آنها با فرزندان فامیل فارسی صحبت می کنند . این آمار و ارقام نیز نشان می دهد که تفاوت در میزان کاربرد زبان فارسی برحسب تفاوت در سن مخاطبان در این گروه بسیار بالا و بیش از این مقدار در گروه دانش آموزان است و شاید بتوان اینطور استنتاج کرد که در مجموع گروه سنی بالاتر    ( معلمان ) اصرار به کاربرد یک زبان در تمامی موقعیت ها و با همه ی مخاطبان نداشته و در برابر مخاطبان مختلف انعطاف بیشتری از خود نشان می دهند .


۴ـ۲ـ۲ـ حوزه ی مدرسه
انگیزه ی انتخاب زبان فارسی و آموزش آن به فرزندان از سوی برخی والدین مازندرانی در حوزه ی خانواده را باید در محیطی بیرون از خانه جستجو کرد . مدرسه یکی از حوزه هایی است که کاربرد درست زبان فارسی را می طلبد و این دسته از والدین ترجیح میدهند فرزندانشان قبل از ورود به مدرسه به این زبان تسلط کامل داشته باشند تا مورد تمسخر دیگر دانش آموزان واقع نگردند و نیز در روند پیشرفت تحصیلی آنان خللی وارد نشود . بنابراین دانش آموزان در انتخاب زبان در مدرسه از یک سو تحت تاثیر زبان اول خود هستند و از سوی دیگر به فارسی به عنوان یک زبان معتبر و رسمی نگاه می کنند که کاربرد آن در برخی موقعیت ها در مدرسه الزامی است .

افراد شرکت کننده در یک گفتگو در محیط مدرسه ممکن است دو دانش آموز ، دو معلم ، یک معلم و یک دانش آموز و یک مستخدم یا سرایدار و ... باشند . از مشاهده ی آنچه در مدارس مناطق مازندرانی زبان می گذرد می توان ادعا کرد که زبان فارسی تنها زبان ارتباطی میان معلم و دانش آموز در محیط مدرسه است و پاسخ های ارائه شده از سوی پرسش شوندگان نیز چنین چیزی را نشان می دهد .

 100% معلمان گفته اند که با دانش آموزان در محیط مدرسه فارسی صحبت می کنند و تمامی دانش آموزان نیز همین نظر را داشته اند . ۶۰% دانش آموزان گفته اند که با همکلاسی ها در مدرسه فارسی و ۴۰% مازندرانی صحبت می کنند ، ۲۰% معلمان با همکاران خود در مدرسه فارسی و ۸۰% بقیه مازندرانی صحبت می کنند . ۵/۷۲% از دانش آموزان و ۵/۱۳% از معلمان با مستخدمان و سرایداران مدرسه فارسی صحبت می کنند .

کاربرد زبان فارسی در حوزه ی مدرسه در مناطق مازندرانی زبان با کاربرد این زبان در دیگر مناطق کشور که زبانهای محلی رایج است به کلی متفاوت است .  در اینجا هیچ دانش آموزی به خود اجازه نمی دهد که در محیط مدرسه با معلم به زبان محلی صحبت کند و حتی برخی معلمان نیز از استفاده از زبان مازندرانی در برقراری ارتباط با دانش آموزان خودداری می کنند .

شاید این تصور پیش آید که کاربرد فارسی برایشان راحت تر از مازندرانی است ، اما با یادآوری این نکته که زبان مادری اکثریت آنها مازندرانی است ( چرا که ۶۳% دانش آموزان و ۸۷% از معلمان در خانه مازندرانی صحبت می کنند ) این فرض نمی تواند درست باشد .

 از طرف دیگر ممکن است عده ای فکر کنند که علیرغم زبان مادریشان ، معلمان شخصاً علاقه ی بیشتری به کاربرد زبان فارسی در محیط مدرسه دارند ، ولی چنان که مشاهده کردیم ۸۰% از همین معلمان با همکاران خود در مدرسه به زبان مازندرانی صحبت می کنند .

بدیهی است که نوع و سبک زبانی که افراد در یک گفتگو به کار می برند بر حسب موقعیت اجتماعی طرفین و رابطه ی موجود بین آنها متفاوت است . گونه ی محاوره ای و غیر رسمی یک زبان معمولاً وقتی به کار می رود که افراد دارای موقعیت اجتماعی تقریباً برابر بوده و بین آنها رابطه ی دوستانه و صمیمی برقرار باشد و به اصطلاحِ عام تر « خودمانی » باشند .

 در اینجا اگرچه سخن از گونه های سبکی یک زبان در میان نیست ، ولی استفاده از زبان محلی نیز به نوعی نشان از صمیمیت و خودمانی بودن است و قدر مسلم معلمان با استفاده از زبان رسمی ( فارسی) از این کار احتراز کرده و فاصله ی موجود میان خود و دانش آموزان را حفظ می کنند . با وجود آنکه عده ای از دانش آموزان بدشان نمی آید که در کلاس درس و مدرسه به زبان مازندرانی با معلمان صحبت می کنند ، هیچ یک از معلمان مایل نیستند که این سنت موجود را بر هم زده و در کلاس درس به زبان مازندرانی صحبت کنند .

مدیران مدارس نیز حفظ روند موجود را برای برقراری نظم و انضباط در مدرسه ضروری می دانند و در مواردی حتی مشاهده شده است که در مورد کاربرد زبان مازندرانی در کلاس درس به معلمان اعتراض کرده اند . دانش آموزان نیز در چنین شرایطی ( صرف نظر از زبان مادری شان ) از همان روزهای اول مدرسه متوجه این نکته می شوند که در محیط مدرسه باید با معلمان تنها به زبان فارسی صحبت کنند .


۴ـ ۲ ـ ۳ ـ حوزه ی کوچه و بازار
هر مکانی خارج از خانه و مدرسه را به اصطلاح حوزه ی کوچه و بازار می نامیم ، چنین حوزه ای بسیار وسیع و گسترده است و مکان و مخاطبان حاضر در آن نیز متنوع و متفاوتند . این حوزه با حوزه ی خانواده و مدرسه تفاوتهای اساسی دارد . افراد حاضر در خانواده و مدرسه ، معمولاً محدود و ثابت اند و رابطه ی نزدیکی بین اعضا برقرار است . افراد اغلب از عادت های زبانی یکدیگر آگاهی داشته ، نوع زبان بر اساس عادت و تجربه ی قبلی انتخاب می شود .

 در مقابل در حوزه ی شهر با افراد گوناگون از حیث جنسیت ، سن ، شغل ، تحصیلات و طبقه ی اجتماعی سر و کار داریم و به طور طبیعی نوع زبانی که به کار می برند ، برای ما قابل پیش بینی نیست و به همین دلیل انتخاب زبان در این حوزه ی وسیع نیز بر حسب موقعیت و مخاطب می تواند متنوع باشد . زبانی که افراد در طول روز به هنگام سخن گفتن با هم محله ای ها و همسایه ها در محل زندگیشان با یک فرد ناشناس یا یک کودک خردسال در خیابان با مغازه دار سرکوچه یا یک مغازه دار مرکز شهر با راننده تاکسی و اتوبوس و یا یک پزشک در محل کارش و یا یک کارمند در یکی از اداره های شهر و ... استفاده می کنند ممکن است متفاوت باشد .

 برای آگاهی از وضعیت کاربردی دو زبان در موقعیت های ذکر شده به بررسی آمار و ارقام به دست آمده در این زمینه می پردازیم :

چنان که از وضع موجود در مدارس منطقه و همچنین پاسخ های پرسش شوندگان دریافت می شود ، زبان ارتباطی میان معلم و دانش آموز در محیط مدرسه ، تنها زبان فارسی است . در مبحث قبلی دلایل برای انتخاب این زبان از سوی معلمان ، برای برقراری ارتباط با دانش آموزان در محیط مدرسه ذکر گردید . حال سوال این است که آیا این نوع از کاربرد زبان فارسی ، وابسته به موقعیت مکانی و زمانی خاص است ؟ آیا کاربرد این زبان میان دو گروه در بیرون از مدرسه به قوت خود باقی است ؟ اگر این معلمان ، دانش آموزان فعلی خود را در خارج از مدرسه ، در کوچه و خیابان شهر ملاقات کنند ، به کدام زبان با آنها صحبت می کنند ؟

۸۶% از معلمان گفته اند که همچنان به زبان فارسی با آنها صحبت می کنند و ۱۴% نیز گفته اند به هر زبانی که دانش آموز با آنها سخن بگوید . همچنین ۹۳% از دانش آموزان نیز گفته اند با معلمان خود در کوچه و خیابان شهر به زبان فارسی صحبت می کنند . بنابراین با آنکه درصد کمی از معلمان و دانش آموزان حاضرند سنت زبانی موجود در مدرسه را در خارج از آن به هم بزنند ، اما بیشتر معلمان دوست دارند این رابطه ی رسمی بین آنها و دانش آموزان در بیرون از مدرسه نیز حفظ شود ، تا در مدرسه برای آنان مشکلی ایجاد نکند .

از طرف دیگر بیشتر دانش آموزان نیز به خود اجازه نمی دهند با تغییر یک جانبه ی زبان به نوعی در اعلام دوستی و صمیمیت بیشتر پیش قدم شوند ، چرا که بر اساس آداب اجتماعی حاکم بر جامعه ی ما اگر قرار است چنین کاری صورت پذیرد ، باید از جانب فرد بزرگتر به لحاظ سنتی و یا بالاتر به لحاظ موقعیت اجتماعی باشد . حال که کاربرد زبان فارسی بین دو گروه دارای انگیزه ی اجتماعی ـ روانی است و به خاطر حفظ رابطه ی حاکم بین طرفین از سوی معلم و حرمت نگه داشتن از سوی دانش آموز صورت می گیرد ، باید انتظار داشت که با گذشت زمان و تغییر رابطه ی موجود بین دو طرف در میزان کاربرد این زبان هم تغییر ایجاد شود .

به همین خاطر از معلمان سوال شد که اگر یکی از دانش آموزان سابق خود را درخیابان ببیند با او به چه زبانی صحبت می کنند . ۵۳% از آنها گفته اند به زبان فارسی ، در حالی که ۸۴% از دانش آموزان گفته اند با معلم سابق خود در کوچه و خیابان شهر به زبان فارسی صحبت می کنند .

 بنابراین با گذشت زمان عده ی زیادی از معلمان مایلند با دانش آموزان خود به زبان مازندرانی صحبت کنند و در حقیقت حاضر به کم کردن فاصله ی اجتماعی با دانش آموزان سابق خود هستند ، این در حالیست که عده ی اندکی از دانش آموزان به همان دلیل ذکر شده حاضر به پیش گام شدن در انجام چنین کاری هستند ................

 در ضمن ۹۳% از معلمان و ۵۶% از دانش آموزان گفته اند که با مغازه دار سرکوچه خود با زبان مازندرانی صحبت می کنند و این خود تأییدی بر همان مدعاست . اگر چنین فرضی درست باشد همین افراد با یک مغازه دار در مرکز شهر به گونه ای متفاوت باید سخن بگویند . درصد معلمان در این مورد تغییری نکرده است ، اما ۵/۷۹% از دانش آموزان در این مورد از زبان فارسی استفاده می کنند .

برای اطلاع از میزان کاربرد دو زبان در برخورد با سایر مخاطبان در این حوزه به بررسی بقیه ی آمار موجود در این زمینه می پردازیم : ۷% از معلمان و ۵/۶۹% از دانش آموزان گفته اند که با راننده ی تاکسی یا راننده ی اتوبوس در شهر به زبان فارسی صحبت می کنند ............

 لازم است به خاطر داشته باشید که یک سری مشخصات شغلی مانند مکان کار باعث می شود تا افراد به شغل و موقعیت اجتماعی مخاطبان پی ببرند . برخلاف این مکان های مشخص مانند اداره ، مطب پزشک و یا داخل تاکسی که اطلاعاتی را در مورد افراد شاغل خود به ما می دهند ، موقعیت ها و مکانهایی هم مانند کوچه و خیابان شهر وجود دارند که معمولاً بی نشان هستند و اطلاعاتی در این مورد در اختیار افراد قرار نمی دهند .

در این مورد به ظاهر افراد بر حسب عادت های شخصی و یا براساس یک سری حدس ها ، پیش داوری ها و تجربه های قبلی به انتخاب زبان دست می زنند . برای کسب اطلاع در این مورد از پرسش شوندگان سوال شد که چنانچه بخواهند از شخصی در سطح شهر آدرس بپرسند با چه زبانی شروع به صحبت می کنند . ۵/۱۳% از معلمان و ۷۹ درصد از دانش آموزان گفته اند به زبان فارسی این کار را می کنند .

 از آنجایی که احتمال می رود سن مخاطب در این انتخاب موثر باشد ، این بار حالتی در نظر گرفته شد که مخاطب یک دختر یا پسر کوچکی است که در حال گریه کردن در کنار خیابان ایستاده است . در این صورت افراد برای دلجویی از او با چه زبانی شروع به صحبت می کنند ؟ ۹۰% معلمان و ۹۴% دانش آموزان گفته اند به زبان فارسی گفته اند به زبان فارسی با او سخن می گویند .

بنابراین ، این تصور در ذهن بیشتر افراد ( چه بزرگسال و چه جوان ) باید وجود داشته باشد که یک فرد خردسال مازندرانی به زبان فارسی صحبت می کند و این زبان را بهتر می فهمد و این باور از آنچه که افراد در خانواده ی خود و اقوام یا در سطح جامعه به طور کلی مشاهده کرده اند ، شکل گرفته است .

دقت در آمار و ارقام ارائه شده ، دو نکته ی اساسی را روشن می سازد :

نکته اول اینکه در مجموع در این حوزه ، به مانند حوزه های دیگر میزان کاربرد زبان فارسی در میان دانش آموزان بیش از معلمان است .

نکته ی دوم اینکه بیشترین میزان کاربرد فارسی در برخورد با پزشک و کودک خردسال است و این دو قشر یادآور دو ویژگی بارز یعنی طبقه ی اجتماعی و سن فرد است .


۴ـ۲ـ۴ـ حوزه ی مذهب ، هنر و سرگرمی
با آگاهی از میزان وسیع کاربرد زبان فارسی در حوزه های مختلف ، شاید این تصور پیش آید که این کاربردها ناخواسته بوده و تحت تاثیر عوامل و شرایط حاکم بر یک موقعیت خاص صورت می پذیرد و در واقع اغلب افراد ، قلباً گرایش و علاقه ی بیشتری به زبان مازندرانی نسبت به فارسی دارند . برای اطلاع از این موضوع باید از افراد در مورد مسائلی سوال شود که با علائق قلبی و احساسات درونی آنها در ارتباطند و افراد در انتخاب زبان در این مورد آزادی کامل دارند .

جنبه های هنری زبان ، سرگرمی ها و همچنین امور مذهبی از جمله این مواردند . طبیعی است که افراد علاقمند باشند شعر یا آواز را به زبان مورد علاقه ی خود بشنوند ، یا به همین زبان شعر یا آوازی را زمزمه کنند . جالب این است که در این مورد نیز فارسی بر مازندرانی غلبه داشته است . تنها ۳۷% معلمان و ۵/۲۸% دانش آموزان گفته اند که در اوقات فراغت خود ترجیح می دهند ، موسیقی مازندرانی گوش دهند تا فارسی ، همچنین ۳۷% معلمان و ۱۷% دانش آموزان نیز گفته اند چنانچه خودشان بخواهند در خلوت و تنهایی شان شعر یا آوازی زمزمه کنند به زبان مازندرانی این کار را می کنند .

 از دیگر مواردی که افراد معمولاً وقت زیادی را در شبانه روز به آن اختصاص می دهند تماشای تلویزیون است . وجود یک شبکه ی استانی با پخش برنامه هایی به زبان محلی باعث می شود که افراد در این مورد بین این شبکه و شبکه های دیگر حق انتخاب داشته باشند .

 37% از معلمان و ۴۵% از دانش آموزان اظهار داشته اند که به هنگام پخش برنامه های محلی از شبکه ی استانی ، تماشای آن را به برنامه های دیگر ترجیح می دهند .......

نتایج به دست آمده در این حالت با دیگر موارد متفاوت است . ۴۷% معلمان و ۷۲% از دانش آموزان زبان مازندرانی را بر می گزینند . حال پیشی گرفتن دانش آموزان از معلمان در استفاده از زبان مازندرانی در این مورد خاص چه توجیهی می تواند داشته باشد ؟ توضیحات برخی از دانش آموزان که در واقع بیانگر دیدگاهها و تلقی آنان از دو زبان است ، شاید روشنگر بعضی مسائل در این خصوص باشد .

عده ای از دانش آموزان در پاسخ قید کرده اند که چنانچه فیلم کمدی باشد دوبله ی مازندرانی را ترجیح می دهند ، البته اکثر فیلم هایی که به مازندرانی دوبله می شوند از نوع کمدی است و بیشتر برنامه های محلی نیز برنامه های شاد و تفریحی است . طبیعی است که این دانش آموزان با توجه به موقعیت سنی شان این نوع برنامه ها را که زبان مازندرانی دارند ترجیح می دهند ، اما چنانکه ملاحظه شد همین عده برای موسیقی که یک موضوع هنری و به نسبت رسمی تر است ، زبان فارسی را مناسب تر از مازندرانی می دانند .

مذهب نیز حوزه ی دیگری است که کاربرد زبان های فارسی و مازندرانی در آن می تواند در تعیین میزان علاقه مندی افراد به زبان مادری مورد توجه قرار گیرد . تا جایی که اطلاع در دست است مراسم مذهبی مانند عاشورا و ماه رمضان به هر دو زبان در اماکن مذهبی برگزار می شود ، اما به ظاهر در این مورد بیشتر زبان فارسی کاربرد دارد تا مازندرانی و بیشتر پرسش شوندگان ، ۷۸% معلمان و ۷۷% دانش آموزان این نظر را تایید کرده اند . در این مورد نیز باید پذیرفت که نوع زبان تحت تاثیر یک موقعیت رسمی تعیین می شود و این احتمال وجود دارد که افراد در خلوت و تنهایی خود با زبان دیگری با خدا راز و نیاز کنند .

۶۷% از معلمان و ۳۵% از دانش آموزان گفته اند به زبان مازندرانی دعا و نیایش می کنند . آیا بقیه ی افراد که نیایش را با زبان فارسی انجام میدهند ، در واقع با این زبان راحت تر می توانند حرف دلشان را بیان کنند ؟ جواب به ظاهر منفی است ، زیرا ۷۳% معلمان و ۴۹% از دانش آموزان گفته اند که به زبان مازندرانی راحت تر و بهتر می توانند مقصودشان را بیان کنند . ملاحظه می شود که تنها ۶۷% از معلمان به زبان مازندرانی با خدا سخن می گویند و این در حالی است که ۸۷% آنها با والدین خود به زبان مازندرانی در خانه صحبت می کنند ....

۴ـ۳ـ تاثیر عوامل اجتماعی بر آموزش و کاربرد دو زبان در حوزه های مختلف
تحلیل آمار و ارقام به دست آمده از کاربرد دو زبان در حوزه های مختلف مشخص ساخته است که برخی عوامل اجتماعی مانند سن ، جنسیت ، محل سکونت ، طبقه اجتماعی و تحصیلات در میزان کاربرد هر یک از دو زبان نقش تعیین کننده ای دارند . در بخش های زیر هر یک از این عوامل و تاثیر آنها در به کارگیری فارسی و مازندرانی در حوزه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد :


۴ـ۳ـ۱ـ سن
تحقیقات انجام شده نشان می دهد که جوانان ، بیش از بزرگسالان در حوزه های مختلف از زبان معتبرتر در یک جامعه ی دو زبانه استفاده می کنند و بدین ترتیب نقش موثری در فرآیند تغییر زبان ایفا می کنند . از آنجایی که ورود زبان معتبرتر به حوزه ی خانواده با آموزش این زبان به فرزندان همراه است ، بنابراین طبیعی است که گویشوران یک زبان معتبر در یک جامعه دو زبانه را بیشتر افراد جوان جامعه تشکیل دهند . آموزش زبان فارسی به فرزندان در خانواده های مازندرانی در سالهای اخیر نسبت به گذشته ، رواج و گسترش بیشتری یافته است ، به همین خاطر انتظار می رود که هر چه به گروههای سنی پایین تر می رویم تعداد گویشوران فارسی افزایش داشته باشد .

 بررسی کاربرد فارسی در حوزه ی خانواده نیز نشان داده است که در خانواده ی دانش آموزان بیشتر گویشوران فارسی را جوانان و افراد کوچک تر از آنها تشکیل می دهند . به عنوان نمونه گویشوران فارسی در گروه سنی ۵/۴۲ سال ( والدین دانش آموزان ) برابر ۴% ، در گروه سنی ۵/۳۵ سال ( معلمان ) برابر با ۱۳% ، در گروه سنی ۵/۱۵ سال ( دانش آموزان ) حدود ۳۷% ، در گروه سنی کمتر از ۱۴ سال برابر با ۶۳% است . همچنین ارقام نشان می دهد که گرایش به استفاده از زبان فارسی در سایر حوزه ها نیز در گروه سنی پایین تر ( دانش آموزان ) بیش از گروه بزرگسال ( معلمان ) است .


۴ـ۳ـ۲ـ جنسیت
تصور می شد که تفاوت چشمگیری میان دو جنس در کاربرد دو زبان وجود داشته باشد و زنان و دختران گرایش بیشتری در بکارگیری زبان فارسی نشان دهند . ارقام بدست آمده نیز وجود این تفاوت را در هر دو گروه سنی تایید می کند ، در حالی که ۲۹% پسران دانش آموز در خانواده با والدینشان فارسی صحبت می کنند ، ۴۵% دختران در خانواده با والدینشان فارسی حرف می زنند ................

 در حوزه ی کوچه و بازار نیز در تمامی موارد دختران بیش از پسران و معلمان زن بیش از معلمان مرد از زبان فارسی استفاده می کنند : ۹۳% از دانش آموزان دختر با راننده تاکسی فارسی صحبت می کنند ، در مقابل ۴۶% از پسران چنین کاری می کنند ، نیز نسبت دختران و پسرانی که به زبان فارسی از یک فرد ناشناس آدرس می پرسند ۹۳ به ۶۵ است .


۴ـ۳ـ۳ـ شهرنشینی
همانگونه که در مباحث نظری مربوط به تغییر زبان اشاره شد ، برخی زبان شناسان شهر نشینی را یکی از عوامل موثر در یک فرآیند تغییر زبان می دانند . این بدان معنی است که افراد شهر نشین بیش از افراد روستایی ، به استفاده از زبان معتبرتر در یک جامعه ی  دو زبانه تمایل دارند . چنانکه اشاره شد تمامی دانش آموزان پرسش شونده ـ که در مدارس شهر آمل تحصیل می کنند ـ ساکن شهر نیستند ، بلکه گروهی از آن ها ( ۲۷% ) محل زندگیشان در روستا هاست و هر روز برای تحصیل به شهر می آیند .

 برای آگاهی از میزان تأثیر عامل شهرنشینی در گرایش به زبان فارسی ، کاربرد این زبان بین دانش آموزان شهرنشین و روستانشین جداگانه بررسی شد . مشخص شد که کاربرد زبان فارسی در خانواده های شهری بیش از خانواده های روستایی است . برای مثال ۱۱% از دانش آموزان روستا نشین با والدینشان فارسی صحبت می کنند و در مقابل ۴۵% از دانش آموزان شهر نشین با والدینشان فارسی حرف می زنند . در حوزه ی مدرسه نیز دانش آموزان شهرنشین چه در گفتگو با سایر دانش آموزان و چه در صحبت کردن با مستخدم یا سرایدار مدرسه بیش از دانش آموزان روستا نشین از زبان فارسی استفاده می کنند .


۴ـ۳ـ۴ـ طبقه اجتماعی
جامعه شناسان معیارهای مختلفی را برای طبقه بندی افراد اجتماع در نظر گرفته اند که از میان همه ی آنها به درآمد ، شغل ، تحصیلات و محل سکونت افراد به عنوان مهمترین شاخص ها می توان اشاره کرد . از آنجایی که آگاهی از درآمد خانواده ها از طریق پرسش نامه یا مصاحبه عملی نبود و ملاک مشخصی نیز برای درجه بندی مشاغل در جامعه ی ما در دسترس نیست ، به ناچار دبیرستان محل تحصیل افراد بعنوان ملاکی برای این طبقه بندی انتخاب شده است ، هر چند که این ملاک هم ممکن است دقت کافی را نداشته باشد .

از ۶ دبیرستان انتخاب شده ۲ دبیرستان ( یکی دخترانه و یکی پسرانه ) در مرکز شهر قرار داشته و نسبت به سایر دبیرستانها که در حاشیه شهر قرار داشته از اعتبار و قدمت بیشتری برخوردارند . مشخصات والدین دانش آموزان این دو منطقه ( مرکز شهر و حاشیه شهر ) نیز تأیید کننده ی این نوع طبقه بندی است . لازم به ذکر است که همبستگی میان زبان و طبقه اجتماعی نخستین بار از سوی لباو به شیوه ی علمی نشان داده شد . ...........

در حوزه ی مدرسه نیز این اختلاف چشم گیر است . به عنوان نمونه ، درصد استفاده از زبان فارسی از سوی دانش آموزان مرکز شهر و حاشیه شهر در برقراری ارتباط با مستخدم مدرسه ۸۵ به ۶۶ است . در مجموع آمار و ارقام تأیید کننده ی تاثیر طبقه ی اجتماعی بر کاربرد زبان فارسی در حوزه های مختلف است .


۴ـ۳ـ۵ـ تحصیلات
از آنجا که در یک جامعه ی زبانی معین ، گروههای تحصیلی بالا نسبت به گروههای پایین تر ، از گونه های سبکی رسمی تر یک زبان استفاده می کنند ، طبیعی است که در یک جامعه ی دو زبانه نیز افراد تحصیل کرده ، از زبانی استفاده می کنند که دارای اعتبار و رسمیت بیشتری است . به احتمال بیش از دیگران سعی در آموزش آن زبان به فرزندان خود داشته باشند ....

۴ـ۴ـ نگرش های زبانی
چنانکه اشاره شد انتخاب و کاربرد زبان از سوی یک فرد تحت تاثیر نگرشهای زبانی فرد است که مجموعه ای از شناخت ها ، احساسات و در نهایت عملکرد فرد نسبت به زبان را شامل می شود . این نگرش ها در موقعیت هایی که افراد در انتخاب زبان آزادی دارند ، مانند آنچه در حوزه ی مذهب و هنر آمد ، بیشتر نقش خود را نشان می دهند . اصولاً تصمیم هایی که افراد در مورد کاربرد زبان می گیرند ، نشان دهنده ی دیدگاههای آنان در مورد نقش ، اهمیت و جایگاه زبان است . .................

۴ـ۵ـ نتیجه بحث
در مجموع یافته های حاصل از بررسی کاربرد دو زبان در حوزه های مختلف و نگرش های زبانی موجود از یک فرآیند تغییر زبان در جهت حذف زبان مازندرانی در منطقه حکایت دارند . در اینجا به اختصار به برخی از مهمترین دلایل و شواهد موجود در این زمینه اشاره می شود :

۱ ـ گرایش به زبان فارسی در میان جوانان بیش از بزرگسالان است و این به معنی کاسته شدن تعداد گویشوران مازندرانی در طول زمان است .
۲ ـ در میان جوانان ، دختران بیش از پسران به زبان فارسی علاقه مندند و این به منزله ی گسترش آموزش زبان فارسی به فرزندان در آینده می باشد . چرا که دختران به عنوان مادران آینده ، نقش عمده ای در زبان آموزی فرزندان بر عهده دارند .
۳ ـ گرایش به آموزش و کاربرد زبان فارسی در میان افراد تحصیل کرده ، شهرنشین و طبقات بالا بیش از سایر گروههای اجتماعی است . پژوهش ها نشان داده است که افراد طبقات پایین تر ، بویژه طبقه ی متوسط ، به دنبال تثبیت موقعیت اجتماعی خود همواره در صدد تقلید رفتار اجتماعی طبقه بالای جامعه می باشند که رفتار زبانی یکی از آنهاست . به همین خاطر باید انتظار داشت که کاربرد زبان مازندرانی در میان گروهها و طبقات پایین جامعه در آینده افزایش یابد .
۴ ـ  کاربرد فارسی در محیط مدرسه نه تنها به عنوان زبان آموزشی ، بلکه به عنوان تنها زبان ارتباطی میان معلم و دانش آموز می تواند زبان مازندرانی را در نظر بچه ها بی اهمیت جلوه دهد و در نتیجه این افراد ضرورتی برای یادگیری و کاربرد آن در دیگر حوزه ها احساس نمی کنند .
۵ ـ در حوزه ی مذهب زبان مازندرانی کاربرد چندانی ندارد ، این در حالی است که مذهب به طور معمول آخرین پایگاه زبانِ در حال تغییر در نظر گرفته می شود .
۶ ـ عدم وجود نگرش های مثبت ، نبود علاقه و دلبستگی عمیق نسبت به زبان مازندرانی در میان گویشوران ، تصمیم بیشتر افراد جوان مبنی بر آموزش زبان فارسی به فرزندان در آینده ، همگی بیانگر عدم وجود یک عزم گروهی برای حفظ این زبان است .

ماخذ : مازندنومه





نوع مطلب : مطالب عمومی، 
برچسب ها : زبان، مازندران، زبان مازنی، تپورستان، طبرستان،
لینک های مرتبط :

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات