میاندرود , روستای سوربن
هدیه استفاده مفید احتمالی از این وبلاگ , فاتحه برای مرحوم احمد زارع و دیگر درگذشتگان روستا
چهارشنبه 13 مهر 1384 :: نویسنده : محمود زارع

      بسم الله الرحمن الرحیم

      مقدمه

     الحمدلله رب العالمین

     سالهای پیش همیشه باین فكر بودم كه به یك صورتی در حد توان و مقدورات؛ مفصلا در باره روستای سوربن ؛ محل بزرگ شدنم ؛ از جوانب مختلف جغرافیائی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و ..... مطالبی را نوشته تا حداقل بیادگار برای بازماندگان بماند! چند بار هم تا جمع آوری و دسته بندی اطلاعات پیش رفتم اما هر بار بدلائل عدیده ای و مواجه شدن با مشكلات روزمره كار نیمه تمام رها شد.

     گرچه بطور جسته گریخته پیرامون مسائل اجتماعی روستای خویش ( سوربن ) مطالبی را نوشته ام ولی این اقدامات را كافی ندیده و لذا مترصد فرصتی بودم كه بطور جدی تری كار را شروع نمایم. تا اینكه این اواخر ( یعنی اوائل شهریور ماه جاری ) تصمیم گرفتم تا یك پایگاه در اینترنت تدارك دیده وامكان گسترده تری را در شناساندن روستای سوربن ایجاد نمایم و بدین لحاظ نام این وبلاگ را روستای سوربن گذاشتم و امیدوارم كه دوستانی از روستای سوربن پیدا شوند ( و كم هم نیستند افراد باسواد و اهل علم و اطلاع و قلم در سوربن ) و در ادامه مسیر كمكم نمایند. خلاصه اش اینكه نمیدانم كه چه حسی است كه بمن اجبار میكند كه علیرغم اینهمه مشغله های گوناگون زندگی و اینكه در فعالیتهای اینترنتی خودم نیز در چند جای دیگه مشغول فعالیتم و وقت هم كم دارم ؛ بالاخره درباره روستای سوربن بنویسم. شاید یك حس غریبی است اما فكر میكنم كه روستائی را كه در آن زاده و بزرگ شدم درست مثل مادر ( بویژه در سنین بزرگسالی ) دوست دارم. در حد بضاعت خویش برای عمران و آبادی آن زحماتی را هم كشیده ایم كه منتی بر هیچ كس ندارم و احساس میكنم كه وظیفه داشتم كه در محل خویش جزء موثرترینها در آبادانی و عمران باشم كه خداوند این امكان را برایم بوجود آورد و البته در كنار دیگر دوستان و بویژه مرحوم پدرم كه سالیان متمادی بعنوان عضو شورای اسلامی در كنار دیگران فعالیتهای قابل تقدیری را انجام داده اند كه بلاشك میتوان این روستا را در مقایسه با روستاهای مشابه و همجوار از برترینها شمرد كه تنها بلطف همین نیروها و انسانهای شریف بوده است. كه خدایشان اگه زنده اند سلامت بدارد و اگر در قید حیات دنیوی نیستند رحمتشان فرماید                                                                         

در بادی امرتوضیح یك نكته را ضروری میدانم و آن اینكه ؛ بخشی از كار در واقع نوعی تاریخ نگاری در مقیاس خرد محسوب میشود و لذا مراعات امانت نقل و بیان حقائق و واقعیات در هر نوع تارخ نگاری ضرورتی والاست. در همین رابطه اینجانب یك مشكلی را بصورت جدی جلوی راه خویش در زمینه بیان مسائل اجتماعی روستا میدیدم كه حل این مشكل چندان هم آسان نیست و آن اینكه فكر میكردم در پرداختن به مسائل اجتماعی بناچار میبایست واقعیاتی را بیان كنم كه برای شناسائی بخشی از مردم روستا و تفكرات و اعمال و افعال آنها ضرورت داشت ... خلاصه ثبت اعمال بعضا ناهنجار كسی بعنوان مورد شاخص ؛ با توجه به شرائط فامیلی یی كه در روستا وجود دارد؛ قطعا موجب رنجش كل فامیل میشود... با این وصف به خواست خدا و لطف دوستان شروع میكنم و ملاك كار خویش را هم صرفا بیان واقعیات لازم میباشد.

     اصل این كار برای اینجانب جنبه سرگرمی نداشته بلكه یك وظیفه و مسئولیت دانسته و فكر میكنم ارزش این اقدام در آینده بیشتر روشن شود. از طرفی هم ضرورتهای گوناگونی ایجاب میكند كه قبل از اقدام بهر كار و مسئولیتی ، شناختی همه جانبه تر نسبت به اصل موضوع داشته باشیم تا از طریق آن بتوان واقع بینانه تر برنامه ریزی ، اجرا و كنترل داشت. موضوع شناخت روستا ؛ برای بهسازی و به داری آن از ضرورتهای هر گونه برنامه ریزی برای توسعه میباشد( در همان سطح خرد روستا هم كه باشد ) ضمن اینكه مدعی نمیشوم كه این اقدام در نهایت در این راستا بطور كامل موثر افتد.

     در این مجموعه شاید چیزی كه قابل انكار نباشد ؛ مسئله عدم انسجام كامل مطالب آنهم در شرائط ثبت در یك پایگاه اینترنتی ؛ میباشد. شاید فرصت و مجال دسته بندی صحیح مطالب وجود نیاید  مطلب دیگر آنكه اختصار در بیان رویدادها ؛ احتمالا باعث نقائصی خواهد شد اما سعی بر آن است تا امهات وقایع بیان شوند و از نظر دور نمانند.

     در پایان این مقدمه مختصر لازم میدانم كه بدینوسیله اعلام كنم كه این اثر را هرچند كه ناچیز جلوه نماید به پدر مرحوم و مادر گرامیم تقدیم نموده و تنها فرزندانم اختیار جرح و تعدیل مطالب این وبلاگ را خواهند داشت.

     بخشی از مطالب این مقدمه را در مورخه 8/12/1371 نوشته بودم كه با تصحیحاتی در اینجا ذكر كردم

                                                                                                             محمود زارع

                                                                                                 





نوع مطلب : اولین ها در سوربن، روستای سوربن، مطالب عمومی، 
برچسب ها : مقدمه، روستای سوربن، شهرستان ساری، محمود زارع، مرحوم احمد زارع،
لینک های مرتبط : آبگینه ساری، ساری,گاهنوشتهای محمود زارع،

سه شنبه 5 اردیبهشت 1385 09:04 ق.ظ
آقای زارع من خیلی از شما ممنونم که توانسته اید اطلاعات مفید از سور بن به من بدهید مخصوصا راجع به طایفه قاسمیان اگه خدا بخواد می خواهم با این طایفه قوم و خویشی کنم و خیلی دوست دارم شما را هم تو سوربن ببینم . بازم می گم واقعا از شما ممنونم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


...محمود زارع
...مازندران,ساری,روستای سوربن, مقالات محمود زارع,

مدیر وبلاگ : محمود زارع
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


آثار و تالیفات محمود زارع


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات